سرخاب و شتربان ترك سلاح نمىكنند ؟
در اينروز ( 6 ) ماه و قبل از آن به محلهء ششگلان و اطراف ريخته اسلحه و تفنگ مردم را ميگرفتند و حاجى ميرزا عبد الامير شيخ الاسلام را كه يكى از اعضاء انجمن بلديه و از اعضاء انجمن اتفاق بود از بازارچه ششگلان گرفته بانجمن اسلاميه بردند و آنجا تف به صورتش انداختند و عمامهاش را برداشته كلاه بسرش گذاشتند .
مداخله قنسول روس
جمادى الآخر 1326 روز هفتم ماه قونسول روس داخل كار شده اول باقر خان را ملاقات كرد و دلدارى نمود و گفت شما مدافع هستيد من به شما امنيت مىدهم و اگر خواهيد بيرق دولت روس را بشما مىدهم ، باقر خان مىگويد من حفظ محله خودم را كردهام و ميكنم ، چون سواره بىترتيب و نظام چريك ، باغميشه و ساير جاها را غارت كردهاند من مجبورم كه حراست محلهء خود را نمايم و اين سواره ، سوارهء دولتى نيست رجاله است كه بحمايت « انجمن اسلاميهء » آمده .
قونسول از آنجا ميرود به انجمن اسلاميه و سخت و تند حرف مىزند كه شما چرا اينجا جمع شدهايد و اين احكام را ميكنيد ، كو حكم شاه كه اينهمه حركات ناشايست را كردهايد ؟ بايد هركسى به خانه خود برود ، مجتهد گفته : من خانه ندارم ، گفته است :
اين چه حرفى است ، شما هرجا برويد منت شما را ميكشند لازم نيست در انجمن اسلاميه منزل نمائيد و حاجى ابراهيم آقا را هم همراه خود برده بود ، از آنجا ميرود نزد ستار خان و همان حرفها را كه بباقر خان گفته بود ميگويد ، و او هم همان جوابها را ميدهد در خصوص بيرق هم مىگويد : من زير بيرق حضرت عباس عليه السلام هستم چند نفر را كه ستار خان اسير گرفته بود وقت عصر با تفنگچى فوق العاده دستبسته زنده باد مشروطهگويان مىفرستد به خانه قونسول ، قونسول روس بمحله خيابان بيرق فرستاد و زدند ولى ستار خان قبول نكرد و بمحله اميرهقز بيرق نبردند .
اجمالى از وضع ستار خان اين است كه 63 سنگر ترتيب داده از دهنه تكيه « آقا باقر »