تعزيهدارى موقوف شده لامذهبها و پاره از مفسدين چنينوچنان ميكنند و من بايد تنبيه آنان را بكنم .
انجمن تلگراف را خدمت مجتهد بردند ، او تشر زد و گفت : شما همچه كرديد و همچو كرديد و قرار شد صورت تلگراف را بنويسند ، يكى را انجمن يكى را مجتهد يكى را ديگرى ، بعد يكى را انتخاب نمايند 1900 ماه به خانه مجتهد رفتند آنجا تلگرافى از جانب مجتهد صورت شده بود جمعى كه آنجا بودهاند مهر كردهاند .
درثانى معلوم شد كه قبل از آنروز در دو سه روزى كه علماء در قراملك جمع شده بودهاند تلگرافى بشاه كرده بودهاند .
مجملا 19 ماه بعد از تفرق مجلس خانه مجتهد ، به آقا مير هاشم وقت بيرون آمدن از خانه مجتهد در كوچه گلوله انداختند از پشت رانش خورده و گلوله بيرون نيامد ، دو نفر گرفتار شدند يكى سيد بوده كه معلوم نشد كجائى است ، ديگرى مشهدى نقى نام مسكر سرخابى ، هردو را به اسلاميه بردند و زجر كردند ، سيد چيزى نگفت و گفت : من جانى نيستم ، ديدم كسى ديگر قصد آقا مير هاشم را كرده من مدافعه او را ميكردم ، مشهدى نقى كه بالمره فارغ از ماجرا بود ، بهرحال سيد را تلف كردند مشهدى نقى را وادار نمودند كه جمعى را بعنوان محركين اسم ببرد از قبيل بصير 83 السلطنه و اجلال الملك و ميرزا محمد على خان و اشخاص ديگر كه طرف غرض حضرات بودند .
بردن مجتهد به اسلاميه
همانروز 19 ماه مجتهد را با جاه و جلال باسلاميه بردند و بعلماء رقعه نوشته دعوت كردند و مرا دعوت نكردند و من نيز توجهى به آن جانب نكردم و در خانه خود را بسته نشسته بودم . شب 21 ماه حوالى صبح بدرخانه مجتهد بمب انداختند و ابدا صدمه نخورد ، جز دو سه آجر كه حركت كرد اثرى نبخشيد ، طفلى هشتماهه كه مدتها ناخوش بود بعد از يكروز فوت شد ، اسمش را گذاشتند كه از ترس بوده . و روز خورده