آنروز در خانه حاجى ميرزا ابو الحسن 32 انگجى جمع شده پسره را آوردند و حد تازيانه كه على التقريب چهل و چند بوده تعزيرش كردند .
[ بنامه شماره 16 نهم ذيحجه 24 مراجعه شود . م ]
23 ذى حجه پارهكاغذها از طهران به انجمن رسيد كه حاكم تنكابن ريش سيدى را بريده و عالمى را كه وكيل تنكابن ميخواسته است بشود چوب بسته و در تهران پاره وقايع بر خلاف مشروطه اتفاق افتاده و شاه مانع از مشروطه است و دار الشورى پيشرفتى ندارد ، اهالى در انجمن جمع 33 شدند از جانب علماى تبريز تلگرافى به علماء طهران راجعبه تحقيق اين مطالب شد .
24 ماه ( ذى حجه ) بازار بست و مردم در تلگرافخانه جمع شدند و بشدت مطالبه جواب و امضاء مشروطيت كردند ، از طهران جواب سست ميدادند و اتفاقا آنروز وكلاء آذربايجان وارد طهران مىشدند و اهل طهران و اعضاى دار الشورى استقبال 34 ميرفتند كار تأخير افتاد ، حوالى غروب وكلاء بتلگرافخانه آمده سئوال و جواب كردند .
25 ماه ذيحجه مردم شدت كرده اطفال مكاتب دستهدسته آمده پاره اشعار مهيج خواندند و بيرق سرخ آورده در حياط تلگرافخانه زدند و جناب نظام 35 الملك حاكم را مجبور كردند به تلگرافخانه آمد ، جوانكى خطابه بسيار سختى بر ضد دولت خواند و اظهار جمهوريت كرد ، ملت ادارهجات دولتى را ضبط كرد و دفترخانه اعتماد دفتر را رفتند و بستند قورخانه را تصاحب كردند فقط گمرك و پست ماند و اين اخبار موحشه به طهران گفته شد .
روز 27 ذيحجه 1324 وقت عصر مردم خيلى مشوش بودند و پاره اشخاص توهمات داشتند و مىترسيدند كه دولت همراهى ننمايد در فكر جان خود بودند ، تا اينكه اول شب خبر امضاء مشروطيت رسيد و مردم آسوده شدند ( نتيجه كار استقامت تبريز . م )
28 ماه بازار باز شد ولى شهرت دادند كه اين تلگراف توريه است و بايد دول خارجه امضاء و اجازه نمايند و آشوب شد ولى فورا ساكت كردند .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٤١