احضار وليعهد به تهران
14 ماه ( شوال 1324 ) در منزل حاجى 28 مهدى ( كوزهكنانى . م ) مجلس براى ترتيب بانك ملى شد از همه دعوت كرده بودند در آنجا خبر تلگرافى رسيد كه وليعهد را احضار طهران كردهاند در خصوص بانك رأىها زدند . بنده نطقى كردم و صورت تلگرافى نوشتم همه تصديق كردند و مخابره شد ، مآلش اين بود كه قرارداد و نظامنامه آن معلوم شود ، و معلوم بشود ضامن اين وجه كيست و آنچه شرط و قيد مىدهند و اگر دولت مضايق ماليه دارد ، جمعى از اولياء دولت قادر هستند كه پنج كرور بدولت بدهند .
روز 15 ماه بديدن وليعهد رفتم تو مجتهد رفت و ملاقات كرد 17 تمام علماء حاضر شدند ، طلاب هم مجلس را پر كرده بودند ، خطابه از جانب مجتهد از زبان تمام ملت خوانده شد كه مآلش عذرخواهى بود ، وليعهد وداع كرد و تشريف برد ، امامقلى ميرزا را نايب الاياله قرار دادند :
خطابه مجتهد اسباب حرف شده ملا خلخالى كه خطبه را خوانده بود طرف توبيخ ملت شد و مردم خيلى بد گفتند . . . روز جمعه 20 ماه در خانه ملك التجار خلعتپوشان شد . . . از جانب وليعهد انگشترى مرحمت شده بود مجلس عام بود ، اين خلعتپوشان اثر خوبى براى ملك التجار نبخشيد و بافواه افتاد كه ضد مشروطه است .
اعزام وكلاء به تهران :
بعد رفتن وكلاء متصل مطرح مذاكره بود . من كه اكثريت باسم من بود تمكين نميكردم ، و ملت مايل بود مجتهد و مرا روانه نمايند و من مخصوصا اجتناب داشتم