تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
او هم حاج 23 جليل و ملك 24 التجار را طلبيده اين مطلب را پيغام ميدهد . شب 16 ماه در خانه حاجى جليل انعقاد مجلس شده گفتگوى زياد شد ، در آخر مجتهد گفت : من پيغام مىكنم كه دست بتركيب مجلس نزنند و قرار شد روز اين پيغام را بدهد . قبل از وقت شب 17 ماه رمضان اهل انجمن را بافطار دعوت كرده بود آقايان آنجا جمع بوده‌اند كه از انجمن جمعى هجوم مىآرند كه آقايان را به انجمن ببرند و سئوال ميكردند كه چرا بانجمن جمع نمىشويد ؟ بالاخره جمعيت زياد شده مجتهد روز پيغام را نداده بوده است ، شب مىفرستد سئوال و جواب مىكند و متصل صداى يا الله بلند بود تا در آخر دستخط از وليعهد براى برقرارى مجلس گرفتند و مجتهد را با ساير علماء كه آنجا بودند بانجمن بردند و مرا هم از خانه اطلاع دادند رفتم ، در انجمن دستخط قرائت شد و همه فهميدند و فرداى آن‌روز دست‌خط را چاپ كرده منتشر نمودند . شب 24 ماه قرعه‌ها را خواندند ، شب اول قرعه علماء خوانده شد اكثريت براى من بود كه از اول قبول نكرده بودم باز قبول نكردم و ساير قرعه‌ها را خوانده اكثريت معلوم شد كه حاجتى بذكر آن نيست . در شبهاى رمضان دو شب در باغ دو سرباز را با گلوله زدند ، يكى را اول زدند ، كه اروميه‌اى بود وفات كرد ، يكى را هم اواخر رمضان مجروح كردند ، بعضىها گفتند ياد داده بوده‌اند كه سرباز اولى شيخ سليم را بزند ، فدائيان مشروطه مطلع شده دفعش كردند ، براى دويمى هم نظير اين حرف را گفتند ولى درست معلوم نشد و براى من حقيقت منكشف نشد . و وليعهد متصل بر حراست خود ميافزود و شب دوبار باغ را متصل مىگشتند كه كسى نتواند به خيال بيفتد با وجود آن دو نفر سرباز را زدند و وليعهد خيلى واهمه داشت .

بستن بازار

روز هشتم شوال ( 1324 ه ) بازار بست و مردم از عدم توجه وليعهد بكارها
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 36 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى