تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
فرقى هست ما بين اجتماع مأمورين دولت فقط و جايز بودن شورى ايشان و حرام شرعى بودن مداخله و اطلاع وكلاء و عقلاء ملت ؟ بديهى است نخواهند فرمود كه در تمام اين ملت جماعتى نيستند كه لياقت شور ندارند زيرا كه مناصب دولتى بر عقل و فراست چيزى نميافزايد و اگر ميفرمايند در دار الشورى داخل شدند جماعتى كه داراى صفات نبودند ما اين مطلب را تا يكدرجه تصديق داريم و علاج آن را در تجديد انتخاب ميدانيم و اگر بعضى حركات جاهلانه را كه عوام هميشه باندك بهانه مرتكب آن ميشوند عنوان ميفرمايند بلى راست كه بىنظامى عوام خيلى بىمزه و موجب بدبختى شده ، اما اين حركات عوام هميشه بوده چنانچه در طهران مسئله يهودىكشى و ساير آشوبها خيلى اتفاق افتاده و در تبريز چندى قبل كارهائى اتفاق افتاد كه از جملهء امورات تاريخيه محسوب است علاج آن نيز با حكمت عمليه بوده و هست ولى افسوس كه مأمورين تبريز در به دو امر به آن عمل نكردند ، اگر در يكى از مواد قانون اساسى اشكالى هست چارهء آن باز انتخاب جديد و مطرح مذاكره كردن . و زيرورو نمودن است لاغير . بهرحال با كمال ضراعت استدعا ميكنم كه اين عرايض را با نظر حقيقت ملاحظه فرموده ما را به چشم مردان آزاد افتاده ملاحظه فرمائيد و مسلم بدانيد كه ما را سر جنگ نيست ، اگر در به دو عرض قلم تندى كرد آن را شقشقه ناقه ليلى بگيريد نه بارقه طور تجلى و استدعا ميكنم كه كنه مطلب را كما هو حقه موشكافى فرموده بىپرده و صريح يگان‌يكان جواب مرحمت فرمايند . خوب است مجادله و مباحثه را كنار گذاشته مر حق را بگوئيم و بشنويم و اگر راى مبارك بر مخاطبه و مذاكرهء اين مطلب علاقه نگيرد ابدا مضر حال دعاگويان نخواهد بود اگر مأذون فرمايند راه كنج ويرانهء خويشتن را ميگيريم و الا منتظر فرمان ميشويم كاندر اين ملك حوادث مير او است در ممالك مالك تدبير اوست . على بن موسى ، عبد العلى الطباطبائى ، سيد حاجى آقا

از باسمنج به طهران

بشرف عرض مقدس اعليحضرت همايونى خلد اللّه ملكه مىرساند . دستخط