رفع و مملكت آرام بگيرد ، به خداوندى خدا آنچه عرض مىكند آخرين چاره است كه بعقل گرد كروى ميرسد و مسلك بنده مسلك اصلاح و رفع آشوب و قطع مداخلهء اجانب از مملكت اسلام و دوام سلطنت عظمى و تلاش در قوام و استقامت آن و سعى در اتحاد دولت و ملت و عرض حقيقت امر است و بس ، و خاكپاى مبارك را اشرف از تاج اعظم سلاطين خارجه ميداند و استدعاى عاجزانه ميرود كه مقرر فرمايند در اين موقع مذاكرات حضورى بعرايض خاكسارابادوربين ؟ ؟ ؟ حقيقت امعان و به علاج اصل مطلب پردازند و احتجاج علمى با بنده جاهل نكنند درثانى معروض ميدارد كه اين عريضه شب 25 ماه عرض شده بود روز كه شد حضرت اقدس و الا شاهزاده عين الدوله دستخط مبارك همايونى را كه دائر بر انحلال پارلمنت عثمانى و غيره بود ارائه نمودند در آنميان باز اسمى از اينكمنام بقلم مبارك رفته بود كه مايهء بسى حيرت و تعجب از تيرهبختى خود شد . قربان بنده شخصى هستم طرفدار اصلاح و خدايم گواه است كه مقصودى جز اصلاح ندارم عرض عريضه اوليه و آمدن باسمنج نيز بصرافت طبع يا القاء ملت شده فرقى نميكند اما از راى بيضا ضياء ملوكانه استرحام مىكند كه آيا ممكن است مثل بنده حقير بتواند بهتنهائى عرض نمايد و چيزى قبول كند و شرطى بهبندد و خود را با يك ايران طرف كند ؟ آخرين عرض و استدعا اين است آنچه آخرين مكنون خاطر دريا مقاطر ملوكانه است بالصراحه امر فرمايند اگر توانست از عهدهء خدمتى بدولت و ملت برآيد فنعم المقصود و الا نزد خداى تعالى مسئول نخواهد بود و باز مرخص شده گوشهء خانه را خواهد گرفت .
« دعاگو على بن موسى »
از باسمنج به طهران جزو حضورى
خدمت ذيشرافت حضرت اقدس اعظم و الا نايب السلطنه اميركبير دامت شوكته ، ديروز در آخر مخابرهء حضورى عرض شد كه اگر مايل به مذاكره مطلب نيستند