معهوده شده بود تلگراف ذيل در جواب آن گفته شد و تمام خطابات راجع به مشير السلطنه و از جواب پارهء فصول تلگراف مذكور معلوم مىشود .
از باسمنج به باغ حضورى
خدمت حضرت اعظم اقدس و الا نايب السلطنه و حضرت اشرف آقاى صدر اعظم و حضرات ملاذ الانام آقاى امام جمعه و امام جمعه خوى و حضرت اقدس و الا فرمانفرما و حضرت اجل آقاى سعد الدوله و ساير رجال دولت و وزراء فخام و تجار محترم عظام كه در تلگرافخانهء مباركه شرف حضور دارند عرض سلام كرده و از تصديعاتى كه در خصوص اصلاح حال مملكت متحمل ميشوند جاى عذر خواستن نيست چرا كه واجب عينى همه است كه در آسايش عامه و حفظ حقوق اسلاميت آستين بالا زده باندازهء قدرت خود خدمت بر دين و دولت و ملت و مملكت نمايد و در ترقى اين چهار كه اركان اربعهء بقاء شرف و ناموس دنيا و آخرت و بقاء نوع و محافظت ناموس مليت است سعى كامل نمايد تلگراف محترم حضرت صدارت بر حضرت اقدس اعظم و الا شاهزاده عين الدوله كه ضمنا پارهء ضميرهايش راجع بدعاگويان بود بارائه حضرت معظم له ملاحظه شد بىپرده حرف زدن بهتر است در آن تلگراف باز صحبت از شريعت و دين و آئين و اينكه مگر دين تازه از آسمان آمده يا خدا نكرده آيهء نسخ نازل شده گفتگو فرمودهاند عرض مىشود تعرض بر جواب اين مطالب خروج از ما نحن فيه است و وقتى كه پاى شريعت و اسلام بميان آيد و بنا باشد كه اين قسم مطالب گفته شود حضرات علماء اعلام و حجج الاسلام عتبات عاليات اجل اللّه شأنهم كه ظهر دين و ظهير اسلام هستند مرجع كليه و اولى بجواب ميباشند و دعاگويان همينقدر عرض ميكنيم قد كنت فى ذالك كنا قل التمر الى هجر و داعى مسدده الى النفال اولا اين مسئله