تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
و فساد نمايند در روى زمين و نيك‌انجامى براى پرهيزكاران است بلى همه عبدرق حضرت پروردگار است و اين خداوند براى بندگان خود آزادى بخشيد و جز در احكام قانون شريعت كه نظم دنيا و آخرت با اوست و احكام سياسيه كسى را چيره‌دستى نداده و يكى را محكوم به حكم ديگرى نكرده و اين است معنى آزادى به آنچه كه اصحابنا ميفرمايند و تفسير بما لا يرضى صاحبه مىكنند حضرت امير مؤمنان عليه السلام در موقع خلافت خود در كوچه و بازار ميان مردم راه ميرفت و بايشان ميفرمود راه بدهيد امير خودتان را نه فراش داشت و نه دورباش و كورشو ميگفتند . دهقانان كه ادب ايام سلاطين فرس داشتند وقتى آن حضرت بغتتا براى آنها ظاهر مىشد ايشان بپاخاستند و بركاب آن حضرت افتاده پياده راه رفتند ، آنحضرت ايشان را منع فرمود . . آزادىطلبان ميخواهند دورباش گورباش‌گويان لال شوند تا گوش ديگران را كر نكنند - مشروطه طلب آزادى قلم و آزادى زبان ميخواهد يعنى قدرت امر بمعروف و نهى از منكر ، نه اينكه صفت استبداد را از شما سلب كرده خود مالك شوند و دروغ و افترا هرچه بتوانند بگويند و آنچه در اين مدت بر خلاف اين مسلك و مسلك مشروطه حقيقى اتفاق افتاده همه ميدانند كه علتش چيست و كسى نميتواند منكر قبح آن بشود و مسلم است كه حكم ايام جنگ غير از حكم ايام صلح است ، هروقت مشروطه استحكام گرفت بالبداهه حق بمركز خود قرار مىگيرد و هيچ عاقلى نگويد كه آنچه فعلا در دست است مشروطه است - ( سبحانك هذا بهتان عظيم ) . فصل دويم دولت چه ميگويد ؟ دولت اول عنوان كرد كه چند نفر لامذهب در دار الشورى هست بايد تنبيه شود و كرد آنچه كرد كه همه ميدانند و دار الشورى را سه ماهه تعطيل نمود و وعده داد كه در 23 شعبان باز افتتاح دار الشورى شود ، در اين بين آن مقدمات فجيعه تبريز فراهم آمد و جمعى كه در اول جز هشت تن نبودند درپى حفظ و ناموس و جان و مال برخاستند ، و اسم مشروطه بالمره از ميان رفته بود بعد خدا بركت بدهد زور استبداد را كه هرچه او به هتاكى و بيباكى افزود كار مشروطه بالا گرفت . دولتيان اهل تبريز