تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
روزنامه تبريز يكى از دوستان بامضاى على نظام الاسلام نوشته و درج شده . . در اينورقه نيز بدون رسميت عرض مىكنم اعتراضاتى كه معترضين بر يك عبارت مختصر من كرده‌اند بنده در حيرتم كه اين استلزامات را از كجا الزام كرده‌اند ، تحديد وكالت از كجا مستلزم تخصيص وكالت است بر اشراف ؟ و از كجا مقتضى حرمان طرفداران رنجبر يا غيره است ؟ مىفرمايند كه حكومت ملى است و همه حق انتخاب دارند . . من ميگويم « حق داشتن مستلزم لياقت نيست » . اگر حق انتخاب عمومى است پس نسوان و اشخاصى كه 21 سال ندارند چرا محروم از حق انتخاب هستند ؟ اگر بفرمائيد كه آنها را نيز حق انتخاب خواهند داد ، ميگويم اين حرف در حقيقت تسليم بر مدعى است كه حق امكانى دارند نه حق فعلى بمعنى لياقت و بعبارة اخرى موانع عديده دارند نه اينكه مقتضى ندارند . بالجمله تضيق دايرهء انتخاب ، خاصه عبارت من بهيچوجه مفيد معنى كه آقايان ميفرمايند نيست و بهيچ‌يك از دلالات ثلث دلالت ندارد ، ولى چون مقصود نه تحقيق حقيقت و استدلال و اقامه برهان و كشف از واقع است ، بلكه غرض اظهار غلبه است ولو باى نحو كان اين است كه قلم آتشين آتش‌افشانى مىكند . من ميگويم انتخاب شدن و انتخاب كردن خواه براى وكالت باشد ، خواه براى وزارت . خواه براى ساير امورات ، حتى سلطنت عمومى است ولى با اجتماع شرايط و اتفاق مقتضيات ؛ از يك مليان مريض كه فقط متوجه مرض خود است ولى از تشخيص نوع مرض عاجز است و علاج آن را نمىداند و در آن وادى جاهل صرف است تشخيص مرض و يا تعيين طبيب را خواهش كردن اغراء بر جهالت القاء او بر تهلكه است . آيا عوام نميداند كه بىسوادى و بىكمالى نقصان است و آبله نكوبيدن مايه خسران ، با وجود آن دول متمدنه چرا تعليم اجبارى را اجراء نمودند و عوام را مجبور كردند ؟ آيا عوام حق داشت كه اعتراض نمايد ؟ يا كسى دولت انگليس را در اجراى اين اجبار تكذيب و توبيخ كرد ؟ آيا تاحال شنيده‌ايد كه رنجبران عموما جمع شده ماشين زراعت و كوبيدن غله را اختراع كرده باشند و يا بفكر اين مطالب افتاده و اگر فرضا