تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
باج‌گذاران و ماليات‌دهندگان ، بىادبى نباشد قدرت تشخيص نيك از بد ندارند و فقط همين را ميدانند كه مظلوم شده‌اند يا فلان ماليات براى آنها سنگين است ، يا سرباز دادن يا اختصاص سرباز به آنها ظلم فاحش است و اجمالا حكم آدم رنجور را دارند كه دردها را مىبينند و دوا نمىدانند ، بايد طبيبان تبرعى در مراكز و بلدان بوده باشند كه به آنها دوا داده و معالجه نمايند . خرمن ، خرمن آتشهاى قلم آتشين شما را يك قطره كافى است كه بگويم شما با من نزاع نداريد و اگر باشد نزاع صفر وى است كه اينقدرها محل اعتنا نيست . شما ميگوئيد رنج‌بران و فقرا حق دارند كه از خود وكيل بفرستند يا وكيلى را انتخاب نمايند ، من ميگويم حق دارند ولى لياقت ندارند و الا دايره خرابى امور وسيع‌تر خواهد شد . بندهء خدا وقتى كه ميخواستند تومانى يك هزار بر ماليات دهات بيفزايند و اين تحميلى بود كه مختص ذمهء دهاتى بود و ابدا به مالك دينارى ضرر نداشت ، بلكه بعنوان گرفتن آن يك هزار علاوه ، شايد مباشر را هم دخلى بود ، اينهمه رعيت و رنج‌بر و فقرا چرا يكى به شهر نيامد و داد نزد و دادخواهى نكرد و از كسى صدا درنيامد ؟ ! و اينهمه مخلوق داخل مركز و خارج از مركز چرا در تحميلات « ملحيه » ابدا حرفى نزد و علاوه بر قيمت معينه از اصلى و عارضى كه فروخته شد ، چرا احدى از فقرا و صاحبان اغنام و احشام كلمهء نگفت ؟ مگر اينكه يك احمقى [ اشاره به خودش است . م ] در اين ميان سينه سپر كرد منبرى و ملائى گفت و آنچه گفت به تهران تلگراف كرد تا تومانى يك هزار را موقوف كرد . تلگرافات هفتم شوال حاضر است و خود شما خوانده‌ايد . خيلى خوب است حق انتخاب به دهاتيان ميدهند ، مخصوصا جماعتى كه دوسيه و كابينه و ميز و صندل و ، وو ، از شهرها برداشته وارد دهاتيان مىشوند و به زور ملاك و تلقين آنها يا تلقين ديگران انتخاب مينمايانند اشخاصى را كه بعد از تعيين خود شما هم تصديق خواهيد كرد كه لياقت ندارند چنان كه خود شما اغلب وكلاء حاليه را لايق نميدانيد و حال آنكه از شهر انتخاب شده‌اند ، مگر نه شما بوديد كه در انتخاب كسر وكلاء انجمن ايالتى كه بعد از ماه رمضان اتفاق افتاد در روزنامه نوشتيد كه من