تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
و راه سعادتى به روى خود بكشايد . حاليا كه آفتاب مشروطيت طلوع كرد و كوكب ذو ذنب استبداد افول نمود بايد همگى ملت دست بهم داده در تحصيل آن دو قضيه متحد الفكر بوده همت نمايند و در شاهراه سعادت قدم زنند ، اين مسئله پرواضح است كه ايرانيان اگر وقتى ثروتكى داشت و بعض مرد خود را صاحب ثروت مىپنداشت در عرض اينمدت سه سال كه سيلاب آتشين حوادث كوهها را آب و درياها را سراب نمود و متمولان را از بستر نرم به خاكسر گرم نشانيد آن توقعات را كه سابقا از اهالى داشتيم در حكم امروز نتوانيم زيرا كه
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
در حكمت عمليه مبرهن و آيات و اخبار و كلمات حكماء هرمعشر و هرديار بر اين ناطق است كه ثروت طبيعى با قناعت است و چه خوب گفته حكيم سعدى
( قناعت توانگر كند مرد را * خبر كن حريص جهان‌گرد را )
قناعت بر موجود خود راضى بودن و بر فضولات معيشت كه تحصيل آن با ذلت و دريوزگى باشد دست‌نيالودن است . ما ايرانيان بطور كليت ثروت طبيعى داريم آنچه نداريم ثروت اضافى است ولى بعضى اشخاص از اين مسئله غافل و اغلب بر فرق اين دو جاهل است . ثروت طبيعى آنست كه انسان در معاش خود محتاج بر استمداد از غير نباشد و جز آنچه تمدن و تعاون بر آن حكم كرده محتاج به ديگرى نشود مثلا زراع و سكنه دهات كه قوتشان از زراعت و محصولات خودشان است و لباسشان باز از پنبه يا پشم يا حرير است كه خود به تحصيل آن همت گماشته‌اند و كسى كه دو گاو بدست آورده و مزرعه‌اى ، خود را از ذلت فقر طبيعى وارهاند و سر همت بر امير و وزير فرودنيارد . » اما ثروت اضافى آنست كه شخص از خود چيزى نداشته هرچه داشته باشد از ديگران باشد مانند تجارى كه با اموال خارجه شخصيت فروشند و خود را متمكن دانند . و مثل اين دو مثال آب جارى قليل و بركه پرآب است كه آب جارى هرچه باشد منبع و ماده دارد و جز با هجوم حوادث فوق العاده قطع نشود بر خلاف حوض و درياچه كه اگر چندى به حال خود بماند يا بگندد يا از هجوم صادر و وارد تمام شود . پس از تمهيد اين مقدمه گوئيم كه اولين چيزىكه براى ايرانيان لازم است قناعت