است كه نوعا و شخصا منظور دارند .
اگر درست غور و تأمل نمائيم براى ما محسوس مىشود كه اغلب امتعهء ما از ممالك خارجه حملونقل مىشود و ما چنان آلوده و گرفتار آن شدهايم كه خلاصى ما از چنگال آن را مدتها بايد . . . امتعه كه از خارج وارد ايران مىشود دو قسم است يكى حكم ضرورت را پيدا كرده و ما را ترك كردن آن از قبيل محالات عاديه است ، مانند قند و چاى و نفت لمپه و خود لمپه و انواع ملبوسات از چلوارى و چيت و غيره و كاغذ و امثال آن .
دويمى امتعهايست كه ما را از آن حاصلى نيست مگر تزيين و خودفروشى مانند چهلچراغها و جارها و آينهءهاى بزرگ و حرير مادامهاى قيمتى و ساعتهاى طلاى گرانبها و صابونهاى معطر و امثال آنكه شمردنش حاصلى ندارد .
و چنانچه شريعت طاهره و عقل حكم بر قناعت شخصيه بلكه وجوب آن در حق بعضى اشخاص مىفرمايند و آن را در لسان شرع زهد واجب گويند .
ربيع الاول 1329 هجرى رساله و مقالهاى درباره انتخابات
مرحوم سيد باقر كروبى در شماره مسلسل 621 روزنامه اختر شمال كه در آذر 1329 شمسى منتشر شده مينويسد : در چهل سال پيش ( حالا 66 سال پيش ) كه موضوع قانون انتخابات ، شور و هيجانى در تمامى ايران پيدا كرده بود ، ثقة الاسلام شهيد عقيدهء خود را ، مخصوصا در طرفدارى از دادن حق رأى به باسوادان در طى تلگراف مشروحى به مجلس و به نايب السلطنه وقت اظهار نمود ، شهرت يافت و موجب جنجال گرديد از طرف حزب دموكرات آنوقت تبريز در تخطئه مفاد تلگراف مزبور ، رسالهء در چاپخانه خليفهگرى ارامنه ارومى ( چون چاپخانههاى تبريز حاضر بطبع آن نشده بودند ) طبع و منتشر شد و شادروان ثقة الاسلام جوابهائى به آن داد .