دادند سه ماه گذشت يك فرد قانون كه عبارت از نظامنامه انجمن است وارد مملكت شد [ ششماهه اول سال 1325 هجرى . م . ] . . قانونطلبان علنى نتوانستند حرفى بزنند ولى چون نظامنامه انجمن باعث گسيخته شدن رشته رياست جمعى از مشروطه طلبان بود ، متصل بهانهجوئى كرده بتأخير انداختند و به ذهن عوام الغاء نمودند كه مستبدان با اين دسيسه ميخواهند انجمن را برهم بزنند .
و مانند ابليس كه از دهن طاووس حرف زده راه آدم را زد ، آقايان رياست طلبان انجمن و غيره موافق مذاق عوام اين رشته را تابيده بگلوى عوام انداختند و از دو طرف كشيدند و وقتى عوام چشم باز خواهد كرد كه در حلقه اين محكم طناب خفه شده و جان بجهانآفرين تسليم نموده است .
و اين عمل نمونه و مسطوره اين است كه اگر قانون بتمامه تمام و از صحه همايونى بگذرد و تمامى دول امضاء و اجازه نمايند باز آقايان در سر اجراء آن حيلهها خواهند انگيخت و چارهها خواهند انديشيد و چهها خواهند كرد و مشروطه را مسخ خواهند كرد و مسلم است كه به اين نحو خواهد شد .
شما را به خدا شريعت اسلام كه هزار و سيصد سال است در عروق مسلمين جا گرفته و شخص ، با دين اسلام به دنيا مىآيد و با دين اسلام از دنيا ميرود ، باز از احكامش آنچه موافق صرفه است مجرى است و باقى متروك و قول دانشمندان است كه شريعت به اندازه پيشرفت كار لازم است و سعدى نيز همين مضمون را نظم كرده كه ميگويد :
ببرى مال مسلمان و چو مالت ببرند * بانگ و فرياد برآرى كه مسلمانى نيست
اين است حال شريعت اسلاميه كه ما مسلمانان آن را قانون الهى ميدانيم و كتابش را كتاب آسمانى ميخوانيم و غالب احكام سياسيه و معاملات آن با قوانين خارجه مطابق و عقل نيز صحت آن را درك مىكند ؛ پس چگونه خواهد بود حال قانونى كه باتفاق جمعى آن را جمع كردهاند و بالبداهه آنچه موافق صرفه است مقبول بوده