تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
آن بسته به اولو الامرهاى داخله ايران بود ، اولو الامرهاى داخله ايران هم حالشان معلوم بود كه هميشه لنگردار رقص رجال دولت بودند و گوشه‌گير آوازه‌خوانى مستبدان مملكت . القصه خدا بيامزد پدر عين الدوله را كه بمردم سخت گرفت و آقايان بشورش آمدند ، و كار از همانجا كه كج شده بود بناى راستى گذاشت ، گوشه‌نشينان باميد صبح ، سر از بالين برداشتند و به اطراف خود متجسسانه نظرى نمودند و در ميانهء خود تبادل نظرى كرده تعاطى افكار نمودند ، جمعى به خيال اصلاح كار قدم به كارزار گذاشتند و خواستند جلو اين مرض مزمن را بگيرند و اين شقاقلوس غير محدود را محدود نمايند و براى دولت و ملت قانونى بگذارند كه هركس حدود و حقوق خود را دانسته بيشتر از اين ظالم خودفروشى نكند و مظلوم زبونى نكشد مال ملت را مفت نبرند و مفت نخورند و آنچه ملت بيچاره بىحساب ميدهد لااقل با حساب مصارف خيريه صرف شود و جلو استقراض جديد را كه آخرين ضربه بر جسد مملكت و مايه ازهاق روح ملت بود گرفته شود و . و . و . و . آن اجتماع و هايهو شد كه همه مىدانند و اين انقلاب بميان آمد كه همه مىبينند ، اصلاح‌طلبان داوطلب شدند و كمر همت بميان بستند و دل از جان شستند و در گرفتن قانون همه‌چيز را بمدنظر گرفتند ، هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست . تا كار رفت صورتى بگيرد و آبها به مجراى حقيقى خود برگردد ، آهنگ بيات قجر خوانده شد ، شاه كه ملت را همراه ديد و چيزى را كه در عالم خواب هم نديده بود به چشم شهود مشاهده كرد كه يك‌دفعه دخلهاى مخفيه را كه رنود بىصدا و بىندا مىبردند خواهند بريد ، و مواجهاى كزاف و منافع بىشمار را كه در گوشه‌وكنار با لباسهاى مختلف و اسامى متعدده مىكردند ، پرده از رويش برداشته خواهد شد و شش كرور جاخالى مملكت را پر خواهند كرد ، اول نازى كرد و دم از قدرت زد و چنان تصور نمود كه بلكه با آههاى سرد و اشكهاى گرم اين كوه آتش‌فشان را خاموش نمايد ، چون كار را سخت ديد وانگهى ملتفت شد كه عجز آخرين حيلهء انسان است بايد فعلا دم فروبست ، وقتى ملت بهواى
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 401 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى