ولد الزنا نمىتوان گفت »
و باز از فروع مساوات است ، اينكه در احكام رياست غير از شرع و عقل صفت علم و تقوى و عدالت را شرط فرموده ولى شرافت نسب و تمول و ساير مزايا را شرط ندانسته و در حق مفتى و قاضى ميفرمايد « انظرو الى رجل روى حديثنا . . . الخ » متوجه شويد به طرف شخصى كه احاديث ما را روايت مىكند . . الخ و در حديث ديگر ميفرمايد « و اما من كان منكم حافظا لنفسه صائبا لدينهء ، مخالفا على هواه متبعا لامر مولاه فللعوام ان يقلدوه » يعنى كسى كه مالك نفس و حافظ دين خود و مخالف با هواى نفس و تابع امر مولاى خود باشد ، عوام را است كه از او تقليد نمايند .
ديگر شرط نكرد كه مفتى و قاضى بايد سيد قرشى باشد نه غلام حبشى ، و غنى باشد نه فقير ، هكذا در ساير صفات . بايد گفت ، همين اصل كافى است در دعوت عامه طبقات ناس بر ترقى و تمدن ، و وقتى كه تمام ناس ارتقاء بر مدارج عاليه را در علم و تقوى دانستند بالبديهه همه ( غير از ضعفا العقول و يا بو الهوسها ) همين راه را خواهند پيمود ، و در اقسام علوم سعى بليغ خواهند كرد تا امتياز داشته باشند .
سحاوت و ترك بخل
3 - سخاوت و ترك بخل است كه باز از فروع علم اخلاق است ، در قرآن مجيد سخاوتكننده را تمجيد و بخيل را مذمت و توهين ميفرمايد و ميفرمايد و الذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه ليلا و نهارا و سرا و جهرا . . و در حق حضرت امير المومنين عليه السلام ، آيهء شريفه مخصوص وارد مىشود
« وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً
و در آيه ديگر ميفرمايد . . . و مذهت ميفرمايد اشخاصى را كه زر و سيم اندوخته و آن را در راه خدا انفاق نمىنمايد ، و از فروع سخاوت است اداء واجبات عينيه مانند زكات و غيرها و هكذا واجبات كفائيه از قبيل انفاق بر محصلين علوم و تجهيز عسكر و تقويت اسلام و از مستحبات آنها است كه گاهى بدرجه وجوب ميرسد ؛