تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
دائما در استحكام كردن مكان و تهيه آذوقه است و ابدا گمان ندارم برود . . . رقيمهء مورخهء 8 ماه همين ساعت از همين روز رسيد ، در خصوص [ خوانده نشد ] اظهار عقيده كرده بوديد از اول اين نيت مركوز ذهن ماها بود كه عزيمت بتهران مقتضى فلان امر است و بعضى اشارات نيز در ضمن نوشتجات در ضمن منويات . . . عرض كرده بودم . امروز از جناب « سردار » كاغذى به من بود جوابى خواهم نوشت كه نزد جناب حاجى خان بفرستم كه او برساند ، جناب « سالار » ابدا نه كاغذى نوشته نه تلگرافى كرده خود را در همان حالت قديمهء بيگانگى گرفته است ، خيلى ملاحظه هست كه پارهء اشخاص از آن مرد پاره استفاده نمايند حالت آن دوتا يك درجه معلوم است ، و وضع پاره اشخاص نيز معين است . رقابت معنويهء مشربى باقى است و نخواهد رفت و پارهء اشخاص اگر در واقع تعصب مشربى نيز نداشته باشند براى استفاده خود پاره كارها خواهند كرد . پارتى . . . در اين ميان شايد بعضى كارها بكند ، چنانچه ايام اقامت تبريز به زور او پارهء كارها كرد و چون ( آس ) بزرگ اينطرفى بود از او تكذيب مىكرد و ديگرى را تصديق مينمود : البته جناب حاجى خان كاغذ سردارا ارائه خواهد كرد . . . * * *

نامه شماره 102 - 8 جمادى الآخر 28

نامه‌ايست كه به مرحوم حاج ميرزا آقا فرشى نوشته است : عرض مىشود : رقيمه شريفه مورخ 28 ماه گذشته رسيد و خيلى اسباب ملالت گرديد ، همانروز به انجمن رفتم دنبالهء مذاكرات با حضرت ناصر الملك را گرفتم و هرچه از من رأى خواستند گفتم : من فعلا چيزى نميدانم آقاى ناصر الملك بشما وعده داد شما پاپى بشويد و جواب بگيريد . بعد از جواب او ممكن است بعقل قاصر چيزى برسد و من طرفدار يا بر ضد احدى نيستم ، نه از وكلاء و نه از وزراء ، من طرفدار مملكتم