تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
است كه مردم را بهمديگر بيندازند و تفتين افساد نمايند . در عرض اينمدت كه به شهر تبريز آمده‌اند ابدا كارى نتوانسته است بكند . سردار قبل از ورود ايالت اصرار تمام در رفتن به تهران داشت حتى ميخواست نقل مكان نمايد ، بعد از رسيدن حاكم تكليف خود را در نرفتن ديد . در اينمدت من به همان طريقهء مستمره خودم تكليفم نبود كه داخل كار و مداخله در امرى بنمايم مگر در امور مهمهء لازمه كه چندبار گفتم و مساعدت نديدم بعد آن را هم ترك كردم اما از جانب ايالت نيز ابدا تقاضائى نشد و دعوتى نگرديد و معلوم است كه مانعى داشته‌اند و نمىخواسته‌اند كه خود را با بعضى اشخاص طرف نمايند . من نيز از خدا ميخواهم كه در اين ايام انقلاب خود را طرف نكنم و مىدانم كه فرضا اگر طرف بشوم و مثلا حرفى بگويم جز اينكه دشمنى زياد بكنم و گاهى هم از پيش نرود حاصلى نخواهد داشت . * * *

نامه شماره 99 - 17 صفر 28

اين نامه را مرحوم ثقة الاسلام مسوده كرده و نزد شخصى كه معلوم نيست چه كسى بوده فرستاده و در ظهر آن نوشته است : اين ورقه را ملاحظه فرمائيد تصور بنده اينست كه اين ورقه دو نسخه براى دو مركز نوشته شود يكى وزارت جنگ يكى وزارت داخله . اگر اطاله و يا تقصيرى در پاره نكات شده باشد اصلاح فرمائيد : عرض مىشود در اينمدت قريب هفتماه كه تبديل سلطنت شده همه مردم انتظار انتظام امور و نظم دوائر روز را بشب و شب را به روز آورده منتظر طلوع آفتاب استراحت تامهء عامه بوده و هستند . ايالت جليله در سيم شعبان [ 1327 ] وارد شد و عموم طبقات قبل از وقت دست