تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
با حريفى گفتم اين احوال را ناليده گفت : « سخت كارى بو العجب وردى پريشان عالمى » نميدانم از كدام مطلب شروع نمايم ؟ سردار بهادر پسر سردار اسعد وزير داخله بايفرمخان ارمنى و عليرضا خان امير تومان چند روز قبل وارد شدند ديدن كردم مىشنوم دل‌خوشى از اقامت تبريز ندارند و ميخواهند بروند و مىشنوم كه دولت خيال دارد اردوى آنها را به اردبيل بفرستد ايالت ( مخبر السلطنه ) به همان حالت سابقه است نه كارى از دستش برمىآيد نه اقدامى ميتواند بكند ، با معاون بلديه كربلاى على ، در ماه گذشته با رئيس انجمن بواسطه تلفن بعضى مذاكرات كرد و ايالت حكم كرد تا 48 ساعت از شهر بيرون برود ، به دو امر از پيش نرفت ، بعد از چند روز معاون مزبور اذن خواست برود داده شد باز نرفت ، بعد از چند روز استعفا نوشت فرستاد قبول شد و تبريك فرمودند باز بدا واقع شده پشيمان از استعفا شدند و سر كار خود رفتند دست‌آخر با ايالت اصلاح شد و كار از كار گذشت . مردم از تمام امور منزجر شده‌اند ، از وجه اجاره دكاكين سالانه صدى 17 ميگيرند و از كسبه اصناف « اصنافيه » مىگيرند و دخل از همه بيشتر شده است ، يعنى دو عشر سابق دو هزار تومان بود حاليه مظنه 16 هزار تومان است ( تحقيقا نميدانم ) و مىگويند دخل ساليانه از پنجاه هزار متجاوز است با وجود اينها جز اينكه ماهى 1500 تومان مواجب اعضاء بلديه است كارى ساخته نيست چند ماه قبل ماهى 2300 تومان بود بعد از قاروت و قورت على الظاهر تخفيف داده‌اند تا 1500 تومان تنزل دادند آيا حقيقت دارد يا نه ؟ اطلاع صحيح ندارم . حالت اطاله ندارم مجملا كار از ايام استبداد فاسدتر است ، آن اوقات ظالم يك نفر بود و خيلى ملاحظه داشت و مردم از هرطبقه باشد ممكن بود عرض حالى نمايند و دفع شرى بكنند بر خلاف حاليه . حاكم يعنى والى جز حرف زدن كارى ندارد متصل حرف مىزند و عارض را معذب مىكند ، كار ابدا نيست رواج هكذا نفوذ هكذا تدبير هكذا . . بلى تدبيرى كه دارند اين
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 352 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى