تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
شهريور شعبان 1327 عليرضا قاجار

نامه شماره 90 24 شوال 1327

نامه مفصلى است كه به برادران خود به عتبات نوشته است . جناب نور چشما مكرما . كاغذ مورخ 23 ماه رمضان رسيد پارهء تفاصيل نوشته و صورت كاغذ يك نفر را كه از تبريز نوشته بودند فرستاده بوديد همه را ديدم ، برادر جان بد را ببد سپار عدو را به ذو الفقار آن شخص يا معلّم است يا هرچه . . . كارى ندارم و ابدا بددل نمىشوم تاريخ حالات مرا همه ميدانند و با نكته‌گيرى زيد و عمرو از خط خود بيرون نمىروم . از به دو مشروطه سعى من در حفظ مملكت و منع آشوب و تحذير از اقدام بكارهائى بود كه جالب مداخلهء اجانب مىشود . حرفهائى كه در سر منبر كرارا گفته‌ام سابقها بشما نوشته‌ام . كه از جمله اين بود كه مملكت را هشتاد و چند سال قبل به چهار مليون پول خريده‌ايم ، كارى نكنيد كه مملكت را در طبق گذاشته تحويل ديگران نمائيم . و من راضى هستم كه مرا در سيبريا « * » بشكستن سنگ چخماق وادار نمايند اما بيرق روس در اين مملكت نباشد . عظماى ولايت از هرطبقه اسباب توسل بقونسولخانه روس را فراهم مىآورند مانعى كه در مقابل ميديدند فقط من بودم ، نميخواهم در اين باب اطاله نمايم و تاريخ رعونت و خودستائى بنويسم . شدت ضيق اهالى و محصوريت و مغلوبيت معلوم است كه جز شهر تمام اطراف در دست دولتيان بود ، تلگراف بتهران كردم و به باسمنج رفتم و 27 روز بين الحيات و الممات بودم ، مذاكرات من در آنجا قصهء طولانى است 18 ربيع الاول 27 كه رفتن من بباسمنج محقق شد ، تاجرباشى آلمان اعضاى انجمن را
هامش
( * ) از تبعيدگاههاى مخوف روسيه تزارى بوده است .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 330 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى