خود پروراندم چه ميدهند ؟ آن يكىام 218 الخاقان هم بواسطه حضرت اقدس و الا فرمانفرما عريضه داده بود ، من كه شجره طيبه اين سلسله جليله هستم در حقيقت مهد عليا و ستركبرى ميباشم ، پسرم شاه مخلوع نوهام يكى شاهنشاه حاليه يكى وليعهد گردون مهد چه بايد بخورم ؟ سالى دوازده هزار تومان در بودجه باسم من بايد بنويسند ، البته براى ما هم كه متصدى نيابت سلطنت عظمى هستيم قرار درست و آبرومندى خواهند داد ، پس قوم ايران ، بايد از عهده تمام اينها برآيند و دندشان نرم شود ماليات از دهات ويران و خراب وارد خزانه عامره نمايند تا بمخارج لازمه داده شود ، به حمد الله قوم روبراه است ، چه نكرديم كه فرانسهها كردند ؟ رولسيون نكرديم ، به روى دولت نه ايستاديم ، مشروطه نشديم پارلمان برپا نشد ، كودتا نكردند ، پارلمان ما را بتوپخانه نهبستند ، بعد دوباره مجلس نگرفتيم ، پادشاه را خلع نكرديم ، پادشاه جديد انتخاب نكرديم ، مجاهد نشديم ، آخركارى مجلس هيئت مديره برپا نموديم ( مگر نميدانيد در فرانسه يكوقتى ديركتوار بود ) پس از اقوام سايره يك نقطه عقب نماندهايم ، ولى مثال ما مثال ، لم جازمه است كلمة لفظا عمل مىكند نه معنا ، روح آنكه ملل سايره را بسرمنزل سعادت رسانده در ميان ما نيست ، و آن اتفاق كه ما نداريم به حمد الله تعالى قوم روبراه است منتهى از اين يك قصور قوم بايد غمض عين بفرمائيد . ملل سايره در سايه اين اتفاق نجات بافتند ما هم در سايه نفاق بدرك اسفل خواهيم رفت و معنا و محققا استقلال خود را از دست خواهيم داد ، بسيار محتمل است كه به اين زوديها تا روسها درست مسلط نشدهاند يك جمهوريهم سريعا باشيم . رضا نميدهم چيزى در ميان ساير اقوام باشد حيف است ملت ايران از آن بهره نداشته باشد . !
از مجلس ديركتوار عرض كنم :
از چهار ساعت به ظهر مانده الى ظهر در عمارت شمس العماره در دو اطاق تودر تو درها همه بسته هيئت مديره مركب از اشخاص ذيل مجلس رسمى دارند :
1 - وثوق الدوله 2 - حشمت الدوله 3 - تقىزاده 4 - حاج سيد نصر الله 5 - سپهدار اعظم 6 - سردار اسعد وزير خارجه 7 - سردار منصور
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 328
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٣٢٨