نامه شماره 87 - 16 شعبان 1327
جناب نور چشما - بعد از انتظار طولانى پاكت مورخ 20 رجب شما رسيد و از اينكه به حمد الله برات دويست و دو تومان بشمار رسيده و پيدا شده خيلى خوشوقت شدم نسخه ثانيه آن را بشما فرستادهام و حاجتى هم بر آن نيست .
هفته گذشته شرحى نوشتهام و نمىدانم چه نوشتهام فقره رحيمخان را نميدانم نوشتهام يا نه ؟ . . . روز يكشنبه آشوبى افتاد كه مأمورين روس رحيم خان را گرفته بعد ذلك جنرال قونسول بشدت تكذيب كرد و امر در ميان رد و قبول مشتبه ماند ، تا اينكه در روز 15 ماه 215 حاج ميرزا آقا بلورفروش كه از جملهء محبوسين قرهداغ بود وارد شد و تفصيل معلوم گرديد و شرح آن بايننحو است كه صاحبمنصب روس از رحيم خان « مطالبه كارى » كرده و دوازده هزار و پانصد تومان نقد و 181 نفر شتر كه از ايروانىها بغارت برده بودند گرفته و مراجعت كردهاند و ابدا تعرض بر رحيمخان نشده ، بلى ورود سالدات و مطالبه ، اسباب جرئت قرهداغى و اهرى شده دستوپائى باز كردهاند از جمله كارى كه مأمور روس كرده اين است كه حاج ميرزا آقا را حسب الاظهار حاجى محمد رضا شكويى از رحيم خان گرفته مرخص كردهاند ، و قريب 30 نفر از بىدستوپاها هم مرخص شدهاند ، ولى پنج نفر از خواص كه هممحبس حاج ميرزا آقا بوده باقى هستند كه از جمله رضا قليخان مرندى و پسر حاج على خيابانى برادر شيخ اسماعيل معروف شماها است كه اين بيچارهها به جهت معروفيت و شخصيت كه داشتهاند در حبس باقى ماندهاند و اينها جمله شش نفر بودهاند كه فقط حاج ميرزا آقا را ، حاج محمد رضا شكويى از مأمورين روس خواهش كرده مأمور هم با تشدد گرفته است . . . . . وضع مملكت هنوز استقرار پيدا نكرده و مشگل است به اين زوديها اصلاح پذيرد ، ديروز از تهران تلگرافى در خصوص عفو عمومى رسيده بود كه صورت آن را براى شما فرستادم . . . در شهر از جانب نظميه متعرض دو سه نفر از خردهپاها كه در ايام « اسلاميه » پاره حركات كرده