تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
و بالتبعه معلوم خواهد شد ، مدار معيشت بر امنيت است و در عرض اين سه سال روى آذربايجان نخنديده و امنيتى نديده است ، تجار از پا افتاده و مالشان حمل‌ونقل قراجه داغ و آنصفحات شده اگرچه شعر ركيكى است اما ميتوان گفت :
« ز سوداگران يك گرى مانده است * ز اوضاع حجره درى مانده است »
نه فروشنده هست نه خريدار ، نه متاعى باقى است نه بازار ، نمىدانم با اين حالت افسردگى و استيصال كه اهالى اين ولايت را از ملاك و تجار و كسبه و نوكر باب تا آحاد و افراد زارع و رعيت گرفته چه چه تدبيرى بايد كرد ؟ البته خواهيد فرمود كه علاج اين كارها در دار الشورى شده و اعضاى محترم و وزراى فخام فكرى بسزا در اين بابها خواهند كرد ، با وجود اين تكليف در عرض و اظهار بود تا خود چه كند رأى جهان‌آرايت » ثانيا - مراعات حال اشخاصى است كه در اين توده خاكستر عمومى بسربرده و با خاك‌نشينان اهل اين ولايت سينه را آماج خدنگ بلايا و مصائب نموده و بانتظار صبح سعادت شب را بروز آورده‌اند كه حقوق اين اشخاص اداء نشده و امروزها موقع اين است كه در حق آنها بذل مرحمتى شود كه از جمله آنها جناب مستطاب اجل آقاى رفيع الدوله 210 و جناب مستطاب اجل آقاى مشكوة الممالك و جناب اجل آقاى اقبال لشگر و جناب حاج منيع الملك و امثال ايشان است كه باقتضاى نجابت ذاتى خدمات خود را غايبانه بجا آورده و در خدمتگذارى ملت از بذل جان و مال مضايقه نكرده بنده از عوض ايشان منتظر پاداش هستم ، امروزها وقتى است كه هركس به اندازه خدمت خود پاداش بيند و خدمت نمايد و نعمت ببرد ، چون ريا را شريعت مطهره حرام فرموده تكليف اين اشخاص نيست كه بشخصه بمقام عرض حاجات برآيند ، اما وظيفه ساير خادمان ملت هست كه خدمات هركس را عرض نموده متوقع احسان بشوند ، مخصوصا خواهش دارم كه در حق اشخاص محترمه مزبوره خصوصا و ساير جان‌نثاران ملت عموما آنچه فراخور حال ايشان است مرحمت فرمايند ، جناب مشكوة سابقه ارادت در محضر با سعادت