عرض مىشود با پست دوشنبه شرحى مختصر در جواب رقيمه محترمه عرض كردهام انشاء إله خواهد رسيد ، چون روز مزبور حال بقاعده نداشتم و مختصر تب كرده بودم در عرض آنچه لازم بود عرض شود بمختصر اشاره قناعت كردم .
امروز خواستم كه در آن باب نوعى مفصلتر عرض نمايم تا خاطر محترم با وجود احاطه كامله كه در امورات دارند و گمانم اين است كه محتاج بعرض و اظهارات بنده نباشد باز وظيفه ادا كرده باشم .
وضع آذربايجان را از دور شنيدهايد و در حقيقت دستى از دور بر آتش داريد گرفتارى و پريشانى اهل شهر از مالك و تاجر و كسبه و نوكر باب محتاج بشرح و بيان نيست ، خاطر محترم مسبوق است كه غالب نوكر باب كشورى و لشگرى چشمشان به جزئى وظيفه بود كه ممر معاش تمام اهل و عيال آنها منحصر به آن وجه بود ، در عرض دو سال سابق بالمره دستخالى مانده و بابت سنهء ماضيه اغلب برات نيز صادر نشده و همه سرگردان و مات و مبهوت هستند ، اين حال دستىبگير است اما حال دستىبده ، آنچه پارسال است همه محالات زير دست و پاى چپاولچيان و تاختوتاز سوارههاى مختلف بود از ماكو تا قافلان كوه طولا و از قرهداغ تا ساوجبلاغ عرضا جائى نمانده كه سم اسبى نرسد و گردش را به آسمان نرساند . . . اردبيل و مشگين و خلخال كه در سنهء ماضيه دچار خسارات بود ، امساله بيشتر از پيشتر آشوب و درهموبرهم و بىاغراق اغلب دهات غيرمسكون مانده ، محال سراب و گرمرود « و اوجان و عباس 209 » فعلا زراعتشان در صحرا مانده نه حال درو دارند نه مال براى حمل از صحرا بخرمن ، هرچه دواب و قرهمال داشتند همه بغارت رفت .
[ يعنى بوسيله شاهسونها و سواران طرفدار محمد على ميرزا - م ]
حال ساوجبلاغ و اطرافش نيز معلوم است كه سر سال است دچار كشاكشها و منازعات داخلى و خارجى است ، از ارومى چيزى عرض نمىكنم زيرا كه وضعش معلوم و از كثرت
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٣١٠