ظهور خفا پذيرفته است ، وضع قرهداغ نيز محتاج به بيان نيست و هرچه عرض شود اظهار بديهى كردهام . . . مراغه و هشترود و دهخوارقان كه فى الجمله امتيازى دارد مانند ساير ولايات صدمه عمومى بر آن نرسيده مگر بر بالاهاى دهات مراغه و پاره محلات هشترود كه آنها نيز در حكم ساير ولايات است هرچه نقد و نسيه دارد سكوت تمام يا اغلب آنها پرداخت كرده و قيمت غله را هم ميگويند حواله ميدهد و چيزى نمانده مگر بسياركم .
مقصود از عرض اين مقدمات اين است كه آذربايجان كليه محتاج به تخفيف و اعانت است و بايد اسباب آبادى آن را فراهم آورد ، و از ممالك و رعيت دستگيرى كرد و تمام دهات كه از حليهء آبادى افتاده و دواب و اغنام و احشامشان بغارت رفته لااقل بايد طورى بشود كه كارى بدست آرند و مشغول زراعت بشوند .
حضرت عالى كه مأمور آذربايجان شدهايد خوب است كه تأملى در اين مواد فرموده و با احتياط كامله بر اطراف كار اقدامات شايانى فرمائيد كه اسباب نيكنامى ابد الدهرى براى حضرتعالى فراهم آيد .
مجملا حالا وقتى است كه كمر همت بر ترفيه حال عباد و بلاد بسته اين مشتى مخلوق فلكزدهء خانهخراب را آسوده فرمائيد .
تكليف نوعخواهى و وطندوستى همين است كه عرض كردم و خدا را شكر ميكنم كه حضرتعالى كه در حقيقت از خيرخواهان مملكت و مقبول القول و مسموع الكلمه و واقف بر درد و مطلع از دوا هستند بر عمل ماليات مأمور شدهاند و انشاء الله باقتضاء فتوت آنچه لازم است سعى خواهند فرمود . . . على
* * *
نامه شماره 82 - 22 رجب 1327
اين نامه را به سپهدار تنكابنى ( محمد وليخان ) نوشته است و اين همان سپهدار