تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
خود را بقونسولخانه روس بستند و هركس راهى پيدا مىكند خود را مىبندد آنكه براى خود كارى نكرد و مانند بحر منجمد شمالى يخ كرده من هستم . اين فقره را نميخواستم بنويسم ولى فكر ميكنم اگر بنويسم بهتر است . روز يكشنبه در شهر شهرت دادند كه گويا از جانب قونسول روس به خانه من آدم آمده اسب و تفنگ يا ساير اموال برده‌اند ، هركس بزبانى و بيانى مذكور داشت . دوستان را به تشويش انداختند مردم با تفحص آمدند و با وجود علم بر كذب باز ميخواستند عين اليقين نمايند ، بهرحال مغرضين كه پى وسيله ميگردند حرف لغوى شهرت دادند و به حمد اللّه چون تماما دروغ و بىاصل بود اثرى نبخشيد . چيزىكه مايهء دلواپسى است همان گرفتارى حاجى محمود و يوسف خواهرزاده او است كه مغرضين اسباب فراهم آورده قونسول روس فرستاد حاجى محمود و يوسف و جمعى ديگر را گرفتند و خانه يوسف را خراب كردند و انتساب اين دو شخص بر من كه معلوم است خدا به آن‌ها جزا بدهد كه هرچه آنها را منع كردم ممتنع نشدند خاصه يوسف ، من كه خود را از تمام آشوبها كنار مىگرفتم چنانچه حالا گرفته‌ام بهرحال چون از اين ممر نتوانستند ايرادى شايع بر من بگيرند ، لزوما و اداء للوظيفه آن شهرت سابقه را دادند و به حمد اللّه به قدر سر موئى دامن‌گير نبود و نشد ؛ زيرا كه تمام اهل تبريز مىدانند كه دروغ است . چون احتمال دادم اين حرف را به اطراف هم بنويسند اين است اينجا درج كردم . . .

نامه شماره 75 - 28 جمادى الاول 1327

نامه‌ايست كه به عبد الحسين ميرزا فرمانفرما نوشته و از نامه‌هاى جالب است ، و اين نامه‌ها است كه استاد كارنگ به ورق زر مانند كرده است .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 300 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى