تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
به غير از رفتن ولايت هيچ‌چيز را نبايد منتظر شد ؟ جواب : بلى راست و صحيح و بىتخلف است كه بنده در را بسته‌ام و با كسى مراوده ندارم كه آن نيز جهت ديگر ندارد ، حفظ شأن و شرف خود را در اين ديده‌ام كه با كسى ربطى نداشته باشم و بىعرضه‌گى كه دارم لزومى ندارد كه تمام آفاق بدانند . اما خدا عمر بدهد دلهاى سنگينى را كه ابدا باور ندارند و همه را پولتيك و فرلداق 199 ميدانند به حمد الله منافق و مزور در شهر زياده از حد است به روى يك نفر گدائى بخنديد و او را جاسوس در خانهء خراب من نمائيد تا روزنامهء صادر و وارد خانه مرا بشما بدهد ، از فردفرد اهالى بپرسيد و باور نمائيد و اين عمل كار امروزى من نيست بلكه از ماه شوال سال گذشته انزوا و اختفا گزيده و ششماه در خانه‌ام را بسته‌ام و بعد از رمضان سخت‌تر گرفته‌ام و نه اين است كه در اين عمل خواسته‌ام تملقى بدولت نمايم بلكه تملقى است كه بر حفظ اساس دين و مذهب و ملت كرده‌ام . . . فرموده‌ايد : اگر ترددى و ارتباطى نداريد در اين صورت چگونه مينويسيد كه همچو بكنيد ، و اگر نفوذ داريد كلمه شايد و محتمل را چرا درج ميكنيد ؟ جواب : سبحان اللّه هزار سبحان اللّه ، اين ذره‌بينى و موشكافى را ندانم از كدام كتاب منطق ياد گرفته‌ايد ! عجب است و بسيار عجب الا اينكه ميانهء جمادى و رجب نيست . جنابعالى از من رأى پرسيديد و شورى كرديد من نيز آنچه بعقلم رسيد گفتم . در كجاى عالم و در كدام مشورتخانه و در كدام عمل صاحب‌نفوذ بودن و مطاع بودن صاحب رأى . شرط رأى دادن است ؟ ! از فقرا گرفته تا وزراء از امورات عاديه تا امورات پولتيكى كى اعتراض به صاحب رأى كرده‌اند ؟ كه اگر مطاع نيستيد چرا رأى داديد و اگر مطاعيد چرا شايد و لعل گفتيد ؟