در طرف مشورت به اعتقاد مشورتكننده عقل و تميز شرط است و بس ، اما نفوذ كلمه و لباس خز و ديبا و ساعت طلا و انگشتر ياقوت و لبادهء ماهوت ابدا شرط نيست ، خليفه ثانى از اصحاب رأى ميگرفت و حضرت امير المؤمنين هم در جمله ايشان بود كه نه مطاعيتى داشت و نه نفوذى بلكه . . . با وجود اين از فرمايشات آن حضرت آنچه را مىپسنديد عمل مىكرد و هيچ اعتراضى نمىنمود كه تو مطاعيتى ندارى .
اما اينكه من لفظ شايد درج كردهام آن نيز مبنى بر رعايت احتياط است ، شايد در اردوى شما على اللهى پيدا شده و بالوهيت من قايل شدهاند كه تمام رشته حيات و ممات در دست من است و از غيب نيز اطلاع دارم ! ولى بنده در حق خودم مشتبه نمىشوم ، نه با كسى مكالمه و مذاكره كردهام و نه از كسى قول گرفتهام تا مطمئن باشم و در رأى دادن نيز رسم و طريقه همين است كه كارها مبنى بر ظن است قطع و يقين نميتوان كرد .
بارى مسئله بديهى است و من هرچه مىنويسم اظهار بديهى كردهام تعجب من از اين است كه جنابعالى چرا اينقسم اعتراض بايد بفرمائيد . ؟
1 - در كلمات من نه ظاهرا و نه باطنا تناقضى نيست يك كلمه در اين معنى گفتم و همين باشد ، تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال . خواهى مرا صاحب رأى سخيف و عقل خفيف بدان يا صاحب نفس ملكوتى و قدرت جبروتى براى حال من ابدا فرقى ندارد .
2 - نميدانم كلمات ( بوسيله قنسول روس احضار ) را چرا از قول من علاوه بر مقاله فرمودهايد ؟ علت اين اضافه چه بوده ؟ اينك نوشته من در خدمت شما است كى و كجا اين عبارت در آن درج است بقول ملا محمد تقى اردكانى مرحوم كه بخاقان مغفور گفت : پادشاه اسلام و دروغ ! ! ؟
عجبا ! بنده اينقدر بىشعور هستم كه تناقض مشرب ملت را با قنسول روس -
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٢٧٥