ميرسد بىپرده بفرمائيد تا آن پيكره را بگيريم ، خيال ايالت جليله اصلاح فيما بين دولت و ملت و سد معايب و مفاسد است .
عرض مىشود : كه آنچه به نظر بنده مىرسيد بىپرده گفتم ولى افسوس از بخت بد دارم كه اساس صحيح نداشت و تعجب دارم بعد از اينكه رأى مرا دانستيد و ديديد بقسمى سخيف است كه باحدى گفتنى نيست حتى بحضور مبارك عرض نكرديد ! ! دوباره سئوال كردن از روى چه حسابى است ؟ مقاصد حضرت اقدس و الا را نيز كما هو حقه ميدانم و آنچه توانستم از به دو ورود به خاك آذربايجان سعى كردم و كتبا و حضورا آنچه بعقل قاصر گرد كروى آخوندىام ميرسيد عرض نمودم ، حتى جسارت كرده كمى از پولتيك خارجه و رقص پشت پرده و عمل كردن بشعر نظامى :
بچشمى خيرگى كردن كه برخيز . * بديگر چشم دل دادن كه مگريز
نيز چند كلمه گفتم : بهرحال آنچه تكليف بنده بود ادا كردم اختيار دست حضرت اقدس نبود يا اينكه ايشان نيز رأى مرا سخيف دانستند . نهايت بىمرحمتى فرموده به رويم نفرمودند .
يا موانع پيش آمد خدا دانا است .
فرمودهايد : اگر واقعا حضرت عالى صحيح است كه ميفرمائيد در را بسته و ابدا مراوده و ارتباط با حضرات هيئت حاضره نداريد . در اين صورت چگونه مرقوم ميفرمائيد كه چند نفر را بوسيله قنسول روس احضار و تلگرافى از اعليحضرت همايونى در دلجوئى و اظهار مرحمت بملت بياورند و دولت قدمى پيش نهد ، محتمل است آنوقت هم ملت موافقت نمايد ، اگر بر وجه حقيقت اين فرمايش را ميفرمائيد پس چگونه كنار هستيد و حرفشنوى ملت از حضرتعالى نيست ؟
و اگر كناره نيستيد و نفوذ و مطاعيتى داريد در اين صورت چگونه لفظ شايد و محتمل را مرقوم ميفرمائيد كه در بادى نظر نقاضت معنى است و واقعا به اين فرمايشات