كه نوشته بودم نفرستادم و الا مصيبتبار مىبود . على
* * * در صفحه مقابل آن نامه در 30 شوال 1326 شرح ذيل را نوشته است مجددا عرض مىشود . اين ورقه را از ديروز نوشتم به پستخانهء فرستادم ، معلوم شد كه چاپار حركت كرده ، امروز اين چند كلمه را علاوه مينمايم ، مطلب همان است كه عرض كردهام گفتن من لازم نيست كه سعى دولت در حفظ ناموس رعيت و استحكام قوام شريعت كه سلطان بالخصوص ، حامى و حارس اوست بايد بيشتر باشد .
خاكم به دهن اگر آذربايجان را ديگرى ببرد ضرر آن بر من و شما نخواهد بود و حال آنكه يقين بدانيد كه نميتوانند ببرند و هزار موانع در پيش است .
ديروز خبر رحلت حضرت حجة الاسلام حاجى ميرزا حسين طهرانى نشر شد ، شنيدم ملت در مسجد جامع مجلس فاتحه خواهند گذاشت ، در اين صورت لازم است كه بنده نيز از علىآباد مراجعت نمايم و به ميان قوم برگردم بلكه خودم نيز مجلس ختم بگذارم .
در اين ضمن شايد با آقايان ملاقات عديده بشود و باب مذاكره مفتوح شود به شرط آنكه نگوئيم از گذشته حكايت . طورى نشود كه بنده دوباره بعلىآباد مراجعت نمايم و تا منادى بولايت نيفتد از خانه بيرون نيايم اين ورقه را عرض كرده و از حضرت امير محمد قاسمخان امير تومان خواهش كردم كه بلكه ايشان بفرستند . على
معرفى مشكوة الممالك : در ميان نامههاى اين كتاب ، تعداد زيادى نامهء وجود دارد كه برخى بعنوان خود
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٢٦٨