و دولت است ، اگر من بتوانم با اعضاء انجمن عهد و ميثاق بهبندم كه از قول من تخلف ننمايند ، بعد اطلاع بدهم ، حضرت اقدس و الا مرا احضار باسمنج فرمايند و با حضرت اقدس مبادله افكار نمائيم تا بعرض مقدس اعليحضرت همايونى برسانند و تحصيل جواب نمايند .
مظنه جواب اين را عرض كردهام ، حالا نيز عرض مىكنم كه : عهد و ميثاق بستن قبل از موقع و قبل از اظهار از جانب حضرت اقدس و الا و دعوت بنده به باسمنج بىموقع است و اسباب تهمت است . حالا كه مايل به ديدن رويت منحوس « * » و رايت منكوس بنده هستند ، بهتر اين است ، مرحمتى فرموده و براى بنده دعوتنامه ارسال فرمايند ( در تحت امضاء و مهر خود حضرت و الا ) و اگر صلاح دانند باعضاء انجمن نيز خطابى جداگانه بنويسند و از ايشان نيز دعوت فرمايند يا دعوت ايشان را نيز در ضمن رقعه بنده اخطار فرمايند و ليكن اولى اصوب و اولى است .
در هرحال بعد از زيارت دستخط ، بنده بالطبع با آقايان انجمن مذاكره اين مطلب را مىنمايم كه مرا خواستهاند و از ايشان رأى بخواهم . بلكه ( باز لفظ بلكه را نوشتم ) ايشان را راضى نمايم كه جمعى نيز از ايشان همراه من باشند و شرفياب بشويم و بلكه انشاء الله اقدامى نمائيم و طرفين دست بهم بدهند و قرار آسودگى مملكت را بدهند ، و الا ممكن نيست كه از جانب بنده اقدامى بشود . اگر ديگران باور ننمايند جنابعالى لااقل باور نمائيد كه بنده را ربطى كلى با آقايان نيست و مخصوصا در مسلك شيخيه ربط ما بين قديم و حادث روا نيست .
بارى در عرض ديروزى اگر تندروى كردهام عفو فرمائيد . شكر نمائيد كه كتابچه
هامش
( * ) شوخى كرده است