خواهش خودشان بخدمتش رسيدم و مذاكرات طولانى شد از من چاره اصلاح را ميخواست بالصراحه عرض كردم درصورتيكه حجج الاسلام عتبات حكم بر وجوب فرمايند از پشه لاغرى چه خيزد ؟ فرمودند : دولت مشروطه را سلب نفرموده نهايت تعطيل دار الشورى كرده بارى صحبت طولانى است و حاصلى ندارد .
ملت در هيجان سخت است و محله ارمنستان مامن مشروطهطلبان است و هرروز مستعد و حرفشان اين است كه به حكم حجج الاسلام ما تا نفس آخر كشته ميشويم و حقوق خود را از دست نميدهيم . من بيچاره همانگوشه انزوا را دارم در مجلس با جمعى از آل مشروطه ملاقات كرده پارهء حرفهاى مصلحانه زدم و نهايت قصد من اين بود كه حضرات خودشان خدمت شاهزاده برسند و شفاها سئوال و جواب نمايند ، اما الاصلاح فلم يشد و لم 194 يكن ان يشود لتناقص المشربين و اما الحضور و الشرفيابى فجمعى رفته سئوال و جواب كرده بودند ، مطالب خود را كه همه دائر بر فصول مشروطه بوده تقديم كردهاند مسلما كار موافقت صورت نخواهد گرفت و انگشت دول اجنبيه بشدت در كار است ، خاصه دولت عثمانى خصوص بعد از اعلان مشروطيت دولت مزبوره خدا نكند اگر تصادفى فيما بين بشود بايد بر زندگى وداع كرد تا خدا چه خواهد ؟ . . . من با همانشكل انزوا و بىدخالتى راه ميروم شاهزاده و غيره تصور ميفرمايند كه ملت حرف از من ميشنوند و من داد ميزنم كه بر خلاف افكار خودشان ابدا از من كلمهاى قبول ندارند و تجرى اللّه همان داخل مخمصه برووباش نشدهام . اما از صلاحگوئى مضايقه ندارم و يقين است كه ملت خود را در حالت تفانى و تماوت گذاشتهاند و دست برنميدارند .
احكام مطاعه حضرات حجج الاسلام خيلى كار مىكند و استظهار ملت تماما بر آن وجودات مقدسه است . ديروز حاج جليل مرندى را علنى كشتند ، بعضى سردستههاى محله شتربان كه از جمله نايب عسگر است با سردستههاى مشروطهطلبان آشتى كرده و
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٢٥٦