آسمان مىبارد .
از 27 ماه گذشته من بوى كار را فهميدم در خانه را بستم در همه اين مدت خانه بودم ، انجمن اسلاميه نرفتم و داخل نشدم ، سايرين كه در آنجا بودند همه نادم شدند حضرت مجتهد و امامجمعه كه گير افتاده بودند باز آنجا هستند بيچارهها را بگير انداختهاند ، بارى تفصيل زياد است ، وقت ندارم بنويسم ، انشاء الله كارها خوب مىشود ، بارى من داخل فتاوى خون و مال مردم نشدم و الحمد اللّه على ذلك كله . . . غارت 400 باب دكان و محله باغميشه و غيره را سابقا نوشتهام انشاء اللّه رسيده است ، همه را اسم بابى گذاشتند و مشهد نقى بيچاره هم به اين اسم كشته شد . سواره و غارتچيان كه غارت ميكردند معتقد بودند كه مال حضرات به فتواى 12 مجتهد 191 حلال است و حال آنكه بيچاره علماء آنجا جمع شده بودند كه مفسدين را دفع و متنبه نمايند ، آخر كار به آن نحو شد كه همه متهم گرديدند و بدولت خيانت آشكار كردند . در اينمدت ابدا نه سئوالى با من شده است نه جوابى ، مشير السلطنه كه در 28 ماه گذشته تلگراف محبتآميزى كرد كه « يا اصلاح نمائيد يا كنار بكشيد » جوابى دادم كه حالا حوصله ندارم صورت آن را براى شما بفرستم همينقدر اجمالا كه سليقه من اصلاح است و در اجراء احكام شرعيه و عقليه از كسى باكى ندارم و اين مطالب را بمردم گفتم قبول نكردند از ماه شوال در خانهام نشستهام از 17 ماه گذشته درم را بستهام . . . على
* * *
نامه شماره 59 غره رجب 1326
معلوم است آنجا اخبار مفصله نرسيده من به قدر مقدور كاغذ نوشتهام اما اطمينان