روى حياط رد ميشد .
حضرت مجتهد با ساير علماء در انجمن اسلاميه نشستند و سواره و پياده از آنجا به اطراف حملات برد و حكم دولت بود كه اشرار را دستگير نمايند ، در اين بين قريب 400 باب دكان و چهارصد و پانصد باب خانه بغارت رفت و چه شد حتى از باغميشه كه عمده غارتخانهها در آنجا است مىگويند : العياذ بالله جمعى نسوان نيز بردهاند ، ارمنستان پر از مسلمانان است كه به ارامنه پناه بردهاند قنسول روس بيرق دولتى به محلهء خيابان فرستاد و زد كاش ميمردم و اينروزها را نمىديدم انتها النفس اجمع جزعا ان الذين تحذرين قد وقعا آنچه در اين مدت مىترسيدم و داد ميزدم و با بانك بلند مىگفتم مسلمانان با اين وضع ، مملكت اسلام دست خارجه خواهد افتاد و آقايان مسخره مىپنداشتند ، يواشيواش آثارش ظاهر شد ، بارى ليس كل ما يعلم يقال
آسوده شبى خواهم و خوش مهتابى . . .
باقى التماس دعا دارم . . . على
* * *
نامه شماره 58 - 21 جمادى الاخر 1326
بعد العنوان و اخبار خانوادگى سواره رحيم خان كه براى تنبيه اشرار ! ! ! آمده بود ستار خان را گذاشته محلات را غارت كردند ، اهل شهر هجوم كرده در 18 190 ماه بباغ شمال سرريز رفته بيرونش كردند و غارتهائى كه برده بودند در زمين ماند . 16 ماه به اميرهقيزه رفته قريب 70 توپ به محله انداختند ولى ابدا فايده نكرد و قشون شكستخورده و دعوا نكرد و هجوم به محله شتربان برده بالاى محله را غارت كرد ، نان قحط است و يك عرصاتى است كه چه عرض كنم . آقايان خوب خواستند اصلاح بكنند آبروى دولت و ملت اسلام رفت حالا فحش و لعنت است كه از زمين و