تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
كه اقدام از آن‌طرف است ، بارى طرفين در اجراء مقاصد و ايفاء حقوق فروگذار نكردند ، مجملا جنگهاى سخت ميانه طرفين واقع شده چند نفر از سردستگان نامى رحيمخان مقتول شدند و هرجا كه سواره « * » غلبه كرد يا بهانه پيدا نمود همه را غارت كرد ، حتى از محله شتربان پنجاه و چند خانه غارت كردند ، حتى از منسوبين دولت يا حضرت مجتهد را نيز غارت كردند كه از جمله خانه داماد حضرت مجتهد بود و خانه همشيره حاج ظهير الممالك كه خانه را غارت كرده و ظهير الممالك و مجد الديوان همشيره‌زاده‌اش را يك‌لا پيرهن گرفته نزد رحيم خان بردند ، حضرت حاجى ميرزا محسن آقا توسط كرد قبول نكردند بالاخره بالطايف ديگر مستخلص شدند . اعجب از همه واقعه خانهء جناب آقا ميرزا فضلعلى آقا بود كه شب سيم ماه به بهانه اينكه قفقازى به آنجا آمده ريختند شب را از اسلاميه آدم آمد كه حراست نمايد و قره‌داغى را منع كند هنوز صبح نشده يك‌دفعه تفنگچيان به خانه ريختند در حالتى كه 62 نفر زن آنجا بودند و غالب خانواده‌شان از آنجائى كه خانه ايشان را امن تصور و بيخ دربند تصور كرده آنجا جمع شده بودند دوشك از زير نسوان كشيده همه را غارت كردند حتى چاروها و پاروها 197 بار يابوها شد . من بيچاره كه اين كارها را از اول حدس كرده بودم از اواسط ماه جمادى الاولى در خانه را با وجود اينكه اين باب هدايت است بستن نتوان ، بستم و بسنگر انزوا پناه بردم در اينمدت چه‌ها شنيدم خدا ميداند ولى در همه اينها خود را به خدا سپردم اقوام و عشيره هرچه داد و فرياد كردند كه ترك خانه نمايم گفتم : لا افر فرار العبيد و به حمد الله عين اللّه الناظره هنوز چشم از من نپوشيده و هروقت خدا نخواسته اعراضى كرد هيچ تدبيرى به كار نمىخورد ، به حساب مثل حضرت فيل با سه نوكر فكه‌سنى در خانه نشستم . . امان امان از وضع شهر ! ! بعد از آنكه دولتيان كار را سخت كردند و توپ بستند ، ستار خان و باقر خان و نوبريان از اميره‌قيز و خيابان و ارك توپ به دو محله سرخاب و شتربان بستند طرف مقابل هم از سوى شهر و بالاى سلاخخانه توپ بستند . . .
هامش
( * ) قشون دولتى