رسيدن آن را ندارم و بعضىها را نوشتم از تهران بفرستند ، اجمالا تا حال جانا و مالا سلامت هستيم اگرچه گاهى حرفهاى ياوه شهرت ميدهند ولى به حمد الله در حصن حصين توجه اولياء حق تا حال محفوظ ماندهايم . 29 ماه جمعى از طرف خيابان با مهاجرين قفقاز « بقارى كورپى » آمده يكى از مغازهها را سنگر كردند و « آتشبازى » 192 از طرفين شده بالاخره سواره رحيم خان غلبه كرده بيرون كردند بعد از آن غالبين به حكم « من غلب سلب » و بقول عرب « كرب الضحى » مغازهها ريخته هرچه مال داخله و خارجه بود غارت كردند . . .
از جمله مغازه « * » زهرا بيانس « وزنگير » و مغازه حاج علينقى نوروز اف نخجوانى و مغازه آكنت دولت آلمان و مغازه شاگرد زيقل و دكان يك نفر كلاهدوز رعيت روس و اداره چراغ برقى كه نصفش مال رعيت روس است آنها از مال خارجه از داخله هرچه بود بقولى قازانى 193 قول لوطيان هرچه بود گشت همه بغارت رفت سهل است مغازه را آتش زدند . . براى اخوى ميرزا محمود آقا وقت حركت نيست راهها ناامن همانجا در آستانه مقدسه ماندن بهتر است مگر آنجا هم كار سخت بوده باشد همه را به خدا مىسپارم هرچه خدا بخواهد بهتر است . . . على
* * *
نامه شماره 60 - 26 رجب 1326
رجب كاغذ مفصل مشروحى كه بعضى از حكايات و وقايع را حاوى بود نوشتهام حضرت اقدس و الا عين الدوله همانروز وارد شد و من نيز همانروز وقت عصر برحسب
هامش
( * ) اين جزئيات در تواريخ مشروطه نيامده است