ماندهاند و اسباب رواج مدارس كاتوليك و پروتستانت شدهاند كه آبادى ميخانه ز ويرانى ما است و اگر خواهند بالذات مدرسه تأسيس فرمايند تا خودبخود ترقى كرده احراز رتبه دار الفنون نمايد ، كوچك را بزرگ كردن سهل است ولى بزرگ را مجبورا كوچك نمودن عار .
ثانيا مدرسه زراعت و فلاحت تأسيس فرموده اين شعبه مدرسه را تقويت فرمايند و گرنه زراعت و باغات ما به نحوى كه عدهء نفوس در تزايد است مسلما و بالبداهه كفايت معاش ما را نخواهد داد و همان امرى است كه فلاسفه فرنگ در كليه مخلوقات كره زمين مترصد و گويند وقتى از كثرت نفوس و قلت آذوقه خاصه محروقات كه سردى زمين نيز علاوه مصائب خواهد شد تمامى نفوس از اقطار عالم رو بمنطقه حاره خواهند گذاشت ، نگارنده نيز به همان شكل و سياق عرض مىنمايم كه سهچار روز دگر گر چنين ببايد رفت ، نهاد بايد ناچار زنده در گورم »
با اين قلت بضاعت و فقر و مسكنت و قرض داخلى و خارجى و هجوم سيل بنيان كن امتعه خارجه و رسوخ و نفوذ پولتيك تجارى و سياسى آنان در عروق و اعصاب ما بيچارگان چندان نمىگذرد كه خاكسترنشين عالم ادبار و مذلت بشويم . . .
ثالثا - امر بتأسيس شركتى فرمايند و لااقل زغالسنگى را كه در زير بالين داريم استخراج نمايند كه اقلا اينهمه مردم بيكار كه خاصه در ايام زمستان فعلهگى نيز براى آنها غيرممكن است نان روزانه خود را از آن ممر تحصيل نمايند و علاوهبر اينكه زغالسنگ خود از محروقات وطنى است خودش بالذات متاع مرغوب تجارتى است و ممكن است به اطراف حتى بخارجه حملونقل بشود . . . ما مسلما و بالبداهه محتاج به زغالسنگ خواهيم بود . و زغال و هيزم ما تمام خواهد شد حيف است كه نان خانگى ما را خارجه بپزند و خود بخورند و ته سفره را بما بعنوان تصدق يا تحكم بدهند .
آوردن كارخانجات امرى است سهل ولى چنان كه در اول عرض شد دخلدادن آن
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٢١٥