تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ما يا از بىعلمى يا از كثرت ظلم يا از جهات ديگر يا خراب يا كم‌حاصل يا دخل و خرجش مساوى است . . . على كلّ حال ، ملك ما همان ملك سى سال قبل است ولى نفوس اضعاف نفوس زمان سابق است ، از جملهء شواهد اين مسئله فقرهء جنگل قره‌داغ و هيزم و ذغال است ، چهل سال قبل تا بيشه يكروز راه بود و از بيشه هيزم به شهر حمل مىكرده‌اند حالا از كثرت نفوس آنصفحات يا از روى ندانى و يا جهات ديگر بيشه‌ها تماما پامال و مضمحّل و يا مزرعه شده براى ذغال بايد هشت روزه راه رفت و اين گرانى ذغال يا هيزم را علت نيست مگر كثرت مخارج حمل‌ونقل آن از محل تا شهر ، وقتى كه از يك روزه راه ذغال حمل ميشد قيمتى داشت حالا كه راهش هشت روزه شده لااقل هشت مرتبه بر قيمتش مىافزايد . علاج اين علت هم تأسيس مكاتب فلاحت و بذل جهد است در تربيت زارع و فلاح و تشكيل كومپانى است در استخراج معادن ذغال‌سنگ و ساير معادن كه در خاك ما هست و بعضى از آنها مكشوف و فعلا از كثرت ظلم متروك و غالب آن از كثرت تعدى هنوز زير خاك مدفون است . سبحان اللّه ! گنج در آستين و كيسه تهى ماندن تا كى ؟ چارطرف شهر ما معدن زغال‌سنگ است و يك ثروتى است خداداده ولى ما از عدم امنيت و عدم علم و كثرت تنبلى و كسالت روى زغال نشسته مىلرزيم و داد مىزنيم ، معدن مس در قره‌داغ دست فرسود ظلم است و ما محتاج مس اردوباد هستيم ، قلع در خاك ما حكم آب دارد ولى ما از بمبئى مىآريم . اولين اساس مشروطه بسط بساط عدل و امنيت دادن بر جان و مال مردم است . تا حال ما بيچارگان از جور خودمانيها نمىتوانستيم نفس بكشيم و معادن خود را پنهان مىكرديم ، نميدانم حالا وقت است كه زمين كنوز خود را اظهار نمايد