و اما ان لذى آمنوا ان تحشع قلوبهم لذكر اللّه .
علت چهارم احتكار و بنكدارى است كه همهچيز بر خلاف امر خداوندى در ضيق بنكدارى است و علاج آن عمل بر شريعت و اجراء و سهولت عمل است ، وقتى كه فروشنده به شرط آزادى در محل فروش مجبور به فروش شد ، و « الجالب مزروق و المحتكر ملعون » عمل كرده آمد و بنكدارى و باصطلاح عوام نيمكزى موقوف گرديد و مشترى و خريدار هردو آزاد شدند و صاحب متاع مجبور بر فروش از فلان جماعت و خريدار مضطر به خريدن از به همان صنف نباشد احتكار نيز موقوف شده هرمتاعى را ميتوان در موقع و وقت خريد و جزئيات آن محتاج بشرح و بيان جداگانه است .
علت پنجم كه اس اساس همه علل است بلكه اولين علت مادى است جهل است كه اين جهل يا از بابت جهل بر مبادى انسانيت است كه از آن ظلم متولد مىشود يا عدم تدين بر شريعت طاهره بروز مىكند يا جهل بر مبادى سهولت راه معيشت است كه ابتلاء بر ضيق معاش رو مىنمايد كه از آن جمله است تسطيح طرق و معابر و تسهيل طريق حملونقل كه علت ارزانى كرايه و سهولت تردد مىشود الى غير ذلك .
حالا كه وضع عالم تغيير يافت و قول حضرت امير المؤمنين عليه السلام طلع طالع و لمع لامع و استبدل اللّه بقوم قوما و بيوم يوما آشكار شد ، حضرت اشرف اعظم و الا كه مصدوقهء ( من كثر نعم اللّه عليه كثر حوائج الناس اليه ) هستند و . . . ذمت و الا نهمت ايشان است كه بدستيارى ساير عقلا و متمولين دل به خدا داده دست به كار بزنند و امورات ذيل را صورت دهند .
اولا - بذل توجهى در خصوص مكاتب فرموده يا باعطاء مال يا با تقويت قولى و عملى يا با جذب معلمين كامل مسلم از تهران مكاتب موجوده را رونقى ديگر عنايت فرمايند ، جمعى از اطفال هستند كه از جهت فقدان معلم دائما تيرهبخت و تيرهروزگار
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 214
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص٢١٤