تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
ساعت هشت آنجا بودم ، تا حال كه ساعتى به غروب مانده است خبرى از جائى نشده در انجمن پاره استنطاقات ميكنند تا چه شود ؟ جمعى را عقيده اين شده است كه تحريك است بنده بر خلاف عمل شخصى ميدانم و اينكه حاجى مزبور با كسى رقابت نداشته دليل نيست ، مردمان بدذات خيلى هستند چيزى مختصر را اسباب كينه مىكنند . وقايع تهران را در روزنامه از روى كاغذ يكى از وكلا نوشته‌اند ، مقصود حاجى ميرزا آقا است من عين كاغذ جناب مستشار الدوله را بشما فرستادم بخوانيد آنجا پاره كنايات و اشارات هست ، راجع برفيق خودمان است پاك نكردم ، شما محرمانه بدانيد « 1 » به اخوى هم بفرستيد همان مقام را محرمانه بگذارند و اين مطالب ميدانيد كه مطالب بازارى نيست . در كاغذ ديگر صريح‌تر و مفصل‌تر نوشته مىشود من همان‌جاها را پاك كرده كسى را مطلع نكردم و غير آن‌موقع همه را درج كردند . روضه‌خوانى در 16 ماه ختم شد مجلس امسال به حمد اللّه نظير نداشت تجير دوزانديم تا اواسط دهه تجير ميكشيدند بعد از آن بالتمام برداشته تمام مسجد با ايوان‌هاى فوقانى و تحتانى بقسمى مملو مىشد كه جاى يكنفر باقى نمىماند ، مردم در كفش‌كن سرپا مىايستادند و فوج‌فوج آمده مستفيض شده برمىگشتند باز مجلس پر مىشد و « 2 » به حمد اللّه على ذالك . . . على
هامش
( 1 ) به تقىزاده ارتباط داشته است ( 2 ) در خانه ثقة الاسلام : از ساليان دراز همه‌ساله از محل درآمد موقوفات كه در اختيار داشتند ، در ماه محرم روضه‌خوانى ميشد و اطعام ميكردند ، از فقير و غنى هم دعوت ميشدند ، اين رسم تا 1313 شمسى ادامه داشت : بعد از آن را اطلاع ندارم ، پلو سفره آنها معروف بود و ماكول .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 188 | ميرزا على تبريزى ( شهيد ) / نصرت الله فتحى