روز سيم از طرفين ترك نزاع شد و از جانب قوشون روس اقدامى نكردند و مجاهدين نيز ترك دعوى كرده بودند .
سيم ماه نايب الاياله و اعضاء انجمن منزل من آمدند و بعضى مذاكرات شد ، من حضرات را گذاشته براى ترتيب امر مقتولين خانه ختائىها بقونسولخانه رفتم ولدى الورود حكم آنها را گرفتم ، آدم من با آدم ايالت رفت وقت غروب برگشت . من تلاش داشتم [ ساعتى كه به ملاقات قونسول روس رفته بوده . م ] تا نايب الاياله نيامده پاره صحبتها بكنم ، چون نايب الاياله رسميت داشت و قونسول با او مهربان نبود ، من ميخواستم بلكه دوستانه بعضى صحبتها بكنم كه رسمى نباشد و كار بلجاجت نكشد ولى فرصت نشد . نايب الاياله آمد و بناى مذاكره شد تكليف خواست ، قونسول گفت : بايد بايد ترك اسلحه شود ، و تحويل رئيس قوشون بشود و اردوئى وارد خواهد شد ، بايد قدغن نمائيد كه كسى با آنها نزاع ننمايد . . . نايب الاياله گفت : من قدرت اينكه نزاع را منع نمايم ندارم و مادام كه سلاح در دست مردم است ، اجراى اين حكم امكان ندارد . بهتر اين است كه قوشون دولت شما دو سه روز در مرند و يا در صوفيان تأمل نمايد تا سلاح از دست مردم گرفته شود در اينموقع وقت ورود قشون را پرسيد .
قونسول جواب داد كه من وقت ورود قشون را نميدانم زيرا كه راه مخابره ندارم .
( و همان حرفهاى سابق خود را كه در خصوص قطع راه مخابره مىگفت تكرار كرد ) فقط از جلفا تلگراف داشتم كه قشون حركت كرده امروز وارد شوند يا فردا يا روز ديگر اطلاع ندارم و علاوه بر آن من قدرت ندارم كه قشون را منع نمايم .
نايب الاياله اصرار كرد و قونسول امتناع شديد كرد و من در همه اين مذاكرات ساكت بودم و حرفى نميزدم و قونسول مكرر مىكرد كه علاج ترك اسلحه است و قوشون روس را با مردمان بىطرف و با كسى كه در خانه خود را بسته و نشسته كارى نيست . . .
من به حرف آمد . گفتم : جناب جنرال قونسول مىدانيد كه من روحانى هستم
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٦٣