و سياسيات را نميدانم و همينقدر مىگويم كه عظمت دولت امپراطورى مقتضى اين است كه به من شرف بدهند با قبول مطالب مصلحانه من . . .
اينكه مىگوئيد كه كسى در خانه خود بنشيند و طرف دعوى نباشد در امن است حرف بىجواب است ولى توپ و تفنگ كور است و باطرف و بىطرف را نمىشناسد ، بايد كارى بكنيد كه توپ و تفنگ انداخته نشود . ملت كه ترك سلاح خواهد كرد و در خصوص ورود قوشون حق بجانب شما است . شما نمىتوانيد قشون را امر بر تأمل نمائيد ، فقط براى شما ممكن است از رئيس قوشون خواهش بكنيد كه قوشون را از بيرون شهر و طرف قرهملك وارد شهر نمايند ، ظاهرا اين حرف مرا قبول كرد . بعد نايب الاياله رفت و من بفاصله از او بيرون آمدم ، درثانى معلوم كردم كه بعضى اشخاص كه ترك مجادله را ديدهاند فورا بفكر آوردن حاج شجاع الدوله به شهر افتاده در شهرآشوب كردهاند و اعضاء انجمن نيز تصديق اين دعوى را كردهاند و هايهوئى به شهر افتاده .
شب چهارم اعلان ترك اسلحه نوشته شد و قرار شد از چهارم ماه نزع اسلحه بشود .
روز چهارم همان هيجان و پى حاج شجاع الدوله رفتن دنيا را آشوب كرده و نايب - الاياله را از كار بازداشته ، يكى مطالبه خون مقتولين مىكند ديگرى بهواخواهى حاج شجاع الدوله افتاده شهرآشوب شده و جماعتى كه پى حاج شجاع الدوله ميرفتهاند بيرق انجمن را شكستهاند .
تحصن امان الله ميرزا جهانبانى
همان « * » روز چهارم نايب الاياله بقنسولخانه انگليس رفت و بست نشست و استعفاء
هامش
( * ) براى دانستن جزئيات اين جنگ چهار روزه به كتاب « زندگىنامه شهيد » مراجعه شود .