كرد و عصر همين روز از طرف آجى [ رودخانه است - م ] بناى انداختن توپ و شليك شديد شد و معلوم شد كه قوشون تازه وارد شده است .
شب پنجم ماه ( محرم 1330 - م ) امير حشمت با بعضى اشخاص از شهر بيرون رفتند و جمعى از من تكليف خواستند من نصيحت كردم كه اسلحه خود را ترك نمايند و بمردمان بىطرف بسپارند .
روز پنجم مردم دستهدسته به خانه من آمده تكليف ميخواستند من هم بستن در خانه و ترك اسلحه و سكوت و سكون را توصيه ميكردم كه ناگاه ميانه پنج و شش ساعت از دسته رفته غرش توپ شرابنل از سمت آجى و باغ شمال بلند شد و گلوله به شهر ريخت و يك قيامت عظيمى بلند گرديد ، مردم جوقجوق به خانه من مىآمدند و چاره جز تمكين نبود و به حمد الله صدمه نرسيد و گلولهها در هوا مىتركيد و شكستههايش به شهر ميريخت و بعضى جاها خود گلوله شرابنل افتاد ولى صدمه كلى نزد و همين روز برخى از اسلحهها تحويل رفيع الدوله شد .
عصر همانروز باز توپهاى كنار آجى ( رودخانه تلخ . م ) و شهر غريدن گرفت و قسم خيلى 152 شديد شليك شد و درثانى گفتند : كه بعضىها در طرف سلاخخانه عمدا تفنگ خالى كردهاند و اين هنگامه بلند شده شب ششم ماه نيمساعت از شب رفته باز صداى توپ بلند شده توپ خشكه و گلولهدار مىانداختند ، ساعت هفت نيز همين ترتيب را از سر گرفتند و آنشب استراحت بر مردم حرام شده و وحشت فوق العاده به عموم مردم دست داده بود .
روز ششم سكون عمومى شد و شيليك موقوف گرديد ، ارگ را تصرف كردند و بعضى محلات بقونسولگرى روس كاغذ نوشته خواهش ترك شليك كردند . و وقت عصر اردوى كنار رود آجى وارد شهر شده از كوچه قائممقام بباغ رفتند و آلاقاپو - را سالدات گذاشته درش را بستند و آنچه تفنگ تحويل شده بود همه را با اسلحه و توپ و غلات كه در ارگ بود ضبط كرده بباغ بردند . . .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 165
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٦٥