به باسمنج معين شد از آنها عذر خواستم . و در اين مدت متمادى از اول شروع مشروطه تا آنروز قونسولها ابدا با من مراوده نمىكردند فقط اين عمل موجب حركت قونسولها شد ، حتى قونسول فرانسه مترجم خود را فرستاد و مخصوصا تلگراف مفصل اولى مرا صورت گرفت .
اين اقدام من موجب هيجان عام و خاص شده و در پولتيك دول هم اثر بخشيد ، پولتيك روس و انگليس اين بود كه هميشه تقويت از طرف غالب مىكردند تا وقتى كه طرف مغلوب نزديك باضمحلال مىشد توجه به سمت ضعيف ميكردند و ميخواستند طرفين را در حالت تساوى نگاهدارند ، چنانچه حركات قونسول روس در ايام « اسلاميه » اول مبنى بر طرفدارى اسلاميه و تقويت دولت بود ، بعد رنگ پولتيك برگشت و بموجب اخطارات ، دولت انگليس ظاهرا كنار كشيد .
غالب اهالى شهر در ارمنستان منزل كرده و اموال 141 خود را هم در آن محله انبار كرده بودند و اگر قشون دولت غالب مىشد ، بالبداهه شهر را غارت كرده و به سمت ارمنستان هجوم مىآوردند و قونسول روس نيز منتظر همچه روزى بود كه بهانه بدست آورده و راه تصرفات و مداخلات براى خود باز نمايد .
سياست ثقة الاسلام در سفر باسمنج :
اين نكته را نيز بگوئيم كه از به دو افتتاح مذاكره اين مطلب كه بايد با طهران مذاكره شود و هيئتى از باسمنج بيايد يا از تبريز برود ارباب حل و عقد ميخواستند كه اظهار قوت كرده و كارى نكنند كه موجب توهم اين بشود كه گويا ملت اظهار ضعف مينمايد و بهانه مىآوردند كه اگر از تبريز هيئتى برود دولت اشاعه خواهد كرد كه ملتيان به پناه آمدهاند جوابى كه من در اين باب مىدادم اين بود كه بانجمن « سعادت اسلامبول » تلگرافى بشود و آنها به تمامى روزنامهها ابلاغ نمايند كه اين اقدام محض مذاكره مطلب است نه ملاحظات ديگر ، و در اين ايام كه من تلگرافات مىكردم حقيقتا سايرين مطلع