بودند و در باسمنج بود از راه باسمنج به سردرود رفت و مأمور محاصره و محافظت سمت غربى شهر از ارونق و مرند و غيره گرديد .
در اين ايام متصل زدوخورد ما بين اردوى سردرود و شهريان بود ولى هجوم هميشه از سمت سردرود بود و مخصوصا روزى كه شجاع الدوله حمله مىكرد اردوى باغ صاحبديوان و بارنج ابدا اقدامى نمىكردند و اگر از سه طرف حمله مىكردند كار شهريان تمام بود . [ براى اينكه عين الدوله از مأموريت شجاع الدوله راضى نبوده است - م ] فقط يك و دو سه دفعه ميانه اهالى خيابان و اردوى بارنج در سارى داغ جنگ پرزورى اتفاق افتاد و اردوى بارنج در اول ورود بارنج حمله به شهر كردند و على خان 134 كه از جمله رؤساى آنجا بود و توپ به شهر بست و گمان مىكرد كه اهالى فورا تسليم خواهند شد . . . و در آن روز جنگ شايانى شده جمعى از اهالى اردوى بارنج تلف شدند . ( از مستبدين ) كه از جمله فتح الله نام آسيابان معروف بود . [ معروف به فتح الله ديرمانچى - م ]
بعد از يأس اقدام باسمنج به مبعوث فرستادن دوباره در 19 محرم در انجمن مجلس ترتيب داده مذاكره مطلب شد و در همه اين مجالس از من سكوت بود ، در اين مجلس جمعى قريب 80 نفر بود باتفاق آراء قرار شد هيئتى از شهر به باسمنج برود ، ناطق تقىزاده بود رايش بر اين بود كه بايد به عين الدوله تكليف كرد كه بقونسول فرانسه بنويسد كه او با هيئت شهرى همراهى نمايد و در مجالس مذاكره حاضر شود و تمام مذاكرات بايد روى كاغذ بيايد ، همين كه رفتن هيئت مسلم شد باقى صحبت در تعيين اشخاص بود ، غروب شد مجلس متفرق گرديد ، سايرين ماندند تا تعيين افراد هيئت را نمايند و قرار شد من و تقىزاده اين تفصيل را به عين الدوله بنويسيم و فردا كه پنجشنبه بود با سوار مخصوص چاپار روانه نمائيم .
شب كاغذ نوشته شد روز كاغذ را بانجمن فرستادم ملاحظه كردند و در آن اثناء از جانب سردار ملى حكم رسيد كه نبايد كسى به باسمنج برود و قدغن كردند كه كاغذها را نبرند و اين صحبت موقوف شود ، درثانى معلوم شد حاج على معروف به دوافروش با « سدراك ارمنى » نزد سردار رفته رأى او را زدهاند اين مسئله متروك شد ، در صفر 1327
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 139
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٣٩