بفرستد و در خانه جناب وهابزاده مجلس مذاكره منعقد شود . اشخاص را كه از طرف ملت بايستى حاضر شود منتخب نمودند و مجلس بر اين ختم شد . و در آخر صحبت كردند كه در مجلس اينطورى ، صحبت بچهنحو بايد بشود ، من گفتم : ما مدعى خواهيم بود جواب را ايشان بايد بدهند حرف مرا قبول كرده با وجود اين اصرار در كموكيف مذاكره مىنمودند بالاخره قرار شد يازدهم محرم باز اجتماع شده در اين باب مذاكره شود ، من هم تعبدا قبول كردم ، مجلس متفرق شد و قرار شد آقاى تقىزاده تكليف را به عين الدوله بنويسد .
پانزدهم ماه ( محرم 1327 ه ) در انجمن مجلس خصوصى منعقد گرديد باز تجديد صحبت شد من سكوت داشتم و حرف همانروزى را اعاده نمودم . آقاى تقىزاده گفتند : كه عنوان صحبت ما بايد سر قانون اساسى باشد و در سر او صحبت نمائيم بعد مجلس متفرق شد .
13 ماه از عين الدوله خبر رسيد آمدن هيئتى از باسمنج را رد كرده بود كه بايد اولياء دولت نيز مطلع شوند و من نيز مسبوق بشوم هيئت بيايد و برگردد مستلزم دور تسلسل است .
درثانى مذاكرات كرده قرار شد هيئتى از تبريز برود 18 محرم در انجمن تمام متنفذين حاضر شدند و همه رأى دادند كه هيئتى برود آقاى تقىزاده هم تصويب كرد كه بايد خبر داد اين هيئت در تحت امنيت جنرال قونسول انگليس برود و مخبر روزنامه خارجه نيز باشد و مذاكرات طرفين نيز نوشته شود .
در سر تعيين اعضاء هيئت مذاكرات شد رأى ندادند كه در همان مجلس معين شود قرار دادند در محل ديگر بطور خصوصى مذاكرات نمايند ولى غروب مجلس متفرق شد .
از جمله مشهدى محمد على ناطق را جماعت مجاهدين در نظر داشتند و قرار شد كه تقىزاده تفصيل را به باسمنج بنويسند و من نيز بنويسم .
( فراموش كردم بنويسم ) در 12 محرم 1327 رحيم خان را از قرهداغ احضار كرده
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٣٨