آفتاب به نزديكى خانقاه ميرسند . راه گم كرده ، بيخوابى كشيده از سردى هوا دست و پا يخ كرده در بر تپهاى كه ما بين قريه « لولالو » و خانقاه است جمع مىشوند . حاج شجاع الدوله سوارههاى خود را دسته كرده از سه جانب بر مجاهدين تبريز حمله مىكنند سوارههاى شجاع الدوله همه آسوده وانگهى جنگديده و سوارى آموخته شهريان همه خسته و بىتجربه و سوارى نديده ، سواره شجاع الدوله در دفعه اول چند نفر از تبريزيان را ميزنند ، مجاهدين را هول گرفته سلاح خود را انداختند و راه فرار پيش ميگيرند .
بعضى خود را به چاههاى قنوات مىاندازند بالجمله بقيه با حالتى بسيار پريشان وارد گاوگان مىشوند و جمعى كثير به اسيرى ميرود و واردين گاوگان توقف نكرده بفاصله چند ساعت به سردرود ميروند و در اين غلبه استعداد فراوان بدست سواران شجاع الدوله مىافتد و الا با لذات استعداد كامل نداشتهاند .
بعد از اين واقعه شجاع الدوله عازم دهخوارقان و در اواسط ذى حجه 1326 وارد سردرود شد ، شهريان كه مستحفظ سردرود و در غفلت صرف بودند حركت مذبوح كرده جمعى مقتول و جمعى گرفتار شدند كه از جمله آنها شيخ جلال نهاوندى و سيد معين بود كه با ميرزا احمد نام قزوينى بعنوان فرستاده حجج الاسلام نجف از عتبات عاليات به تبريز آمده بودند ، ميرزا احمد در شهر و آن دو نفر به سردرود رفته بودند كه گرفتار شدند ( در واقع اين چند نفر نمايندگان سياسى و حزبى نجف در ميادين جنگ بودهاند . م ) و حاج حسين معروف به اروميهچى كه از روساى اردوى تبريز بود گرفتار گرديد . اردوى شجاع الدوله تا قره ملك آمده ، آنجا را ضبط و مشغول محاصره شهر شدند و جماعت شهرى مدافعه هجوم آنها را مىكردند و نمىگذاشتند داخل شهر شوند .
در كوههاى قريه « لاله » بعضى بومبها در زمين دفن كردند كه در يكى از حملات اردوى شجاع الدوله جمعى را تلف كرد و حاج شجاع الدوله به انجمن پاره كاغذها نوشت و تهديدات كرد و ملت مشروطه را ملت خروج از دين شمرد و نوشت آمدهام تا لامذهبان را بالمره هلاك نمايم . . .
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٣٦