و مذاكرات نمود . من هم در 18 ذى حجه بعنوان تبريك عيد كاغذى به عين الدوله نوشتم و كمكم مذاكره انعقاد مجلس مذاكره بميان آمد و چند كاغذ ردوبدل گرديد .
تقىزاده نيز نهايت همراهى را داشت .
در غره ذى قعده 1326 خبر رحلت حاج ميرزا حسين طهرانى مجاور نجف به تبريز رسيد مجالس فاتحه گذاشتند ، من نيز در مسجد خودمان مجلس ختم گذاشتم ، روز ختم ، ميرزا حسين واعظ بالاى منبر رفته پارهاى مذاكرات كرد و از دعوت مردم باتفاق و صلاحديد همديگر و غيره .
بعد از فراغت از منبر مجلس خصوصى شده قرار گذاشتند كه در انجمن اجتماعى شود . همانروز كه چهارم ذى قعده بود ( 1326 ) وقت عصر به انجمن رفتم و سردار و سالار و جمعى ديگر نيز حاضر شدند . . . من صحبت كردم كه الان بايد انجمن اصلاح شود و عدد معين در آنجا باتفاق سايرين رأى بدهند . و ثانيا بايد مجلس مختلط از بعضى اعضاى انجمن و پارهء اشخاص ديگر ، مركبا منعقد شود . در خصوص امورات مذاكره و هرچه اصرار كردند بيشتر از اين حرف نزدم .
و در ضمن صحبتهاى متفرقه كه ميكردن اين بود كه به تجربه ثابت شده است كه اهالى تبريز هميشه متحمل زحمات بودهاند و نتيجه را ديگران بردهاند و الآن مثل اين است كه مىبينم در آخر كار گوى را اصفهانى و اهالى ساير جاها از ميدان برخواهند داشت و براى ما تبريزيها جز رنج چيزى نخواهد ماند ( پيشبينى حمله بختياريها و گيلانيها و ارمنىها به تهران است . م )
آن مجلس مختلط كه من تكليف كردم به عمل نيامد و ابدا اقدامى نشد و رشته كار در دست اشخاصى بود كه من داخل حزب آنها نبودم . [ منظورش دموكراتها است . م ]
در اين ايام بناى گرفتن اعانه كردند و حتى سردار هفت هزار تومان براى مخارج تفنگچيان از انجمن مطالبه ميكرد شب 13 ذيقعده جماعتى از اهالى خيابان قرار ميگذارند كه به طرف باسمنج حمله ببرند جمعى سواره و پياده شبهنگام حركت مينمايند سوارهها
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٣٤