شدن حركات ناشايست خود را پيش گرفته ، در مسجد و در ملاء عام نسبت به پاره اشخاص محترم بد گفتند و علت اين حركت اين بود كه مجاهدين مطالبه غله و حمل آن را به تبريز مينمايند اهالى قبول كرده مهلت ميخواهند تا از دهات آورده حمل نمايند .
فدائيان مطالبه مهلتانه و خدمتانه ميكنند ، اهالى جواب ميدهند كه اين حرف خلاف مشروطه است و بعينه همان رفتار قديم استبداد مىباشد و علاوهبر آن مجاهدين ميخواستهاند از متمولين بعنوان اعانه مبلغ گزافى بگيرند ( قريب سيزده هزار تومان ) و اهالى نيز حاضر بودهاند كه با طيب نفس خود ششصد و هفتصد تومان جمع كرده به حضرات بدهند ، مجاهدين در مسجد به جوش آمده با گلوله تفنگ از ران دو پسر ميرزا هدايت الله معروف به مجتهد آقا كه دائى حاج صمد خان شجاع الدوله بودند زدند و افتضاحات فوق العاده باز آوردند . . . بعد بسر قورخانه دولتى رفته ، آنچه در قورخانه دولتى بوده از تفنگ و ذخيره برميدارند . و اهالى كمكم به صدا درميآيند فدائيان رو به بناب ميروند . بعد جمعى از محترمين مراغه نزد سليمانخان چاردولى رفته استمداد مينمايند او هم سوار ميفرستد و در بناب حضرات را محاصره كرده و از آنجا بعد از جنگ و غارت پارهء خانهها مجاهدين را بيرون ميكنند به « خانگاه دريا » معروف به « خانه » كه چهار فرسخى بناب و در وسط گاودول و بناب است آمده سكنى ميكنند .
( اين عمل در تاريخ مشروطه كسروى سخت نكوهش شده و جريان غارت و چپاول سواران چاردولى در بناب مشروحا در خاطرات مرحوم حاج ميرزا عبد الله سيفى بنابى آمده كه در شمارههاى بهمنماه و اسفندماه 1353 مجله وحيد چاپ شده كه سخت رقت بار و وحشيانه بوده است در واقع رفتار ناشيانه قلعه وانباشى رئيس مجاهدين به اين نتايج ناگوار منتهى شده است . م )
و اين اعمال زشت مجاهدين باعث شد كه سردار ملى به روساى آنها سخت گرفته حتى خواسته قلعه وانباشى را بقتل برساند ولى وقتى دريغ گفت كه تير از كمان رفت و اين حركات ناشايست و ناهنجار اشخاص دخل بركه اسم خود را مجاهد گذاشته بودند ، باعث شد كه حاج شجاع الدوله آن اقدامات و حملات را به تبريز كرد و آنهمه مردم
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: ميرزا على تبريزى ( شهيد )
ص١٣٢