داد مردى دادند و جمعى از اهالى سرخاب نيز بمعاونت ايشان داد مردانگى داده جيب و بغل زن و مرد حتى اهالى محله ششگلان و سرخاب و سيلاب را خالى كرده ، و اگر نان براى خانه خود خريده بودند به بهانه اينكه بخيابان ( محله مشروطهخواهان - م ) مىبرى از دستشان مىگرفتهاند . و در كوچه علانيه بناى لخت كردن مردم گذاشتند و داد افتضاح را دادند .
اهالى محلات مشروطه ابدا خم به ابرو نياورد ، قند و ساير ملزومات كه از آن محلات حملونقل به محلههاى استبداد مىشد مانع نشدند ، تا اينكه استبداديان از حد بيرون رفتند و مشروطهچيان نيز ممانعت كردند ، با وجود آن نهم و دهم ماه باز راه را بازداشته مانع مترددين نشدند ، از تردد كه ممانعت نداشتند حتى از حمل بعضى مهمات نيز ممانعت نكردند .
روز دهم ( رمضان ) بعد از ظهر دو نفر زن از اهل خيابان را در سرخاب گرفته نگاه داشتند كه شما نان مىبريد اين خبر به آن طرفيها رسيده فورا قريب صد نفر زن و مرد از سرخابى و شتربانى را گرفته از مراجعت منع كردند تا بالاخره دو نفر زن خيابانى را رها كردند و در همان حين حاملين قند و پاره اشياء ديگر را نيز مانع از حمل شدند . . .
روز هشتم ماه رمضان يك نفر سليمان نام مرندى ضعيفهاى را علنى زد و كشت .
اول گفتند كه مظنه ضعيفه پاره اشياء از او دزديده بوده و بعد شهرت دادند كه ضعيفه فاحشه و مرندى بود غيرت مرنديگرى قبول فاحشهگى او را نكرد و كشت !
شب نهم ماه درشكه و كالسكه آوان خان ارمنى را كه در حوالى يخچال ميرزا موسى خان در كالسكه خانه بود بقسمى دزديدند كه اثرش معلوم نشد .
شهرت معزولى سپهدار :
سپهدار كه شهرت معزولى دارد ، خواست به شهر بيايد و با امناء ملت ملاقات